تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
مستحق باقى گذاشته . ندما و حضار مجلس گفتند : بيان كن . گفت : تمامى بار اين ده شتر سه حصه است ، هريك پانصد من و عدد شتر ده . سه در ده سى باشد . چهار آن يك تن در سه دوازده مىشود و شش اين يك در - - سه « 1 » - - هژده ميگردد و پس هرحصه را ده قسم كافى باشد و باقى فاضل . اكنون صاحب هژده قسم را كه صاحب شش شترست هشت قسم فاضل باشد و صاحب دوازده قسم را كه مالك چهار شترست دو قسم و اين هردو فاضل آنست كه در حصهء رخام پادشاهست و چون هزار دينار برين منقسم گردد هشتصد بهشت قسم رسد و دويست به دو قسم . القصه چون ابن تعميه و الغاز بعناد من و تعجيز ديگران بيان كرد سلطان گفت : چنان بگوى كه من فهم كنم . گفت : ده شترست و هزار و پانصد من ، بار هرشترى را صد و پنجاه من ، چهار شتر يك كس را ششصد من باشد و او پانصد من رخام خاصهء خود دارد ، صد من رخام سلطان بود و شش شتر آن ديگرى نهصد من و او نيز پانصد من بار خاصهء خود دارد و چهارصد من رخام سلطان باشد . از هزار دينار هر صد من را دويست دينار رسد ، هشتصد دينار بدين داد و دويست دينار بدان . اگر از روى حسابست دستور غير اين نيست و الا كه انعامست ملاحظه باز نمىيابد نمود و مناصفه قسمت فرمود و چون آن مخذول اين فصل تقرير كرد سلطان جهة مراقبت جانب من ظاهرا بمطايبه بيرون برد ، اما دانستم كه باطنا تاثير تمام نمود و ازين گونه خيانت بىنهايت از وى صادر مىشد « 2 » و اعظم مفاسد التزام جمع و خرج ممالك بود ، بعشر آن
هامش
( 1 ) اين كلمه در خ نيست ( 2 ) خ : مىشود .