تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
از عهدهء تمامى مهمات بر وجهى تقضى نمود كه مزيدى بر آن متصور نبود و چون مشرب عذب سلطانى نسبت بابو العباس اسفراينى « 1 » سمت تكدر پذيرفت زمام مهام وزارت و عنان حل و عقد و قبض و بسط امور مملكت در كف كفايت و قبضهء درايت احمد بن حسن قرار گرفت و مدت هژده سال آن وزير ستوده‌خصال در كمال اختيار و استقلال بضبط امور ملك و مال قيام مىنمود و بعد از انقضاى مدت مذكور جماعتى از امراى بزرگ ، مثل التونتاش « 2 » حاجب و امير على خويشاوند در مجلس رفيع سلطان زبان بغيبت و بهتان آن آصف سليمان نشان بگشادند و به حكم كلمهء « من يسمع يخل « 3 » » آنسخنان پريشان در دل سلطانعالى مكان اثر كرده ، رقم عزل بر ناصيهء حال جناب وزارت‌مآب كشيد و او را در قلعه‌اى از قلاع بلاد هند محبوس گردانيد و چون سلطانمحمود سبكتكين باعلى عليين خراميد و پسرش سلطانمسعود بر مسند سلطنت غزنين متمكن گرديد احمد بن حسن را از آن قلعه بيرون آورد و كرة ثانيه شغل وزارت را من حيث الاستقلال بوى تفويض كرد . بعد از آنكه مدت ديگر آنوزير خجسته سير بتنظيم امور جمهور پرداخت در سنهء اربع و عشرين و اربعمائه « 4 » - - علم « 5 » - - عزيمت بصوب آخرت برافراخت . بيت
همه خلق را آخر اينست كار * به دنيا نماند كسى پايدار
هامش
( 1 ) - ق : اسفرايينى ( 2 ) - در خ نقطه نگذاشته است ( 3 ) - ق : نحل و خ : لحل ( 4 ) - ق : سنهء 424 ( 5 ) - در خ نيست