چون اندك زمانى بمراسم آن امر پرداخت المقتدى باللّه بسببى از اسباب او را معزول گردانيد .
ظهير الدين ابو شجاع محمد بن ابى الحسن « 1 »
در رجب سنهء خمس و سبعين و اربعمائه « 2 » به حكم المقتدى باللّه بر مسند وزارت نشست و مويد الدوله صفى امير المؤمنين لقب يافت و چند سال در كمال دولت و اقبال روزگار گذرانيده ، بالاخره ميان مويد الدوله و تاج الملك ابو الغنايم كه در سلك مقربان سلطان ملكشاه انتظام داشت غبار نقار ارتفاع يافته ، تاج الملك نزد سلطان زبان بغيبت مويد الدوله بگشاد و سلطان از خليفه التماس عزل مويد الدوله كرده ، وزير در كنج بيت الاحزان منزوى شد و خليفه چند در مزرعهء خوب برسم سيورغال بوزير معزول مسلم داشت . در جامع التواريخ مذكورست كه : اگرچه جمال حال وزير ابو شجاع به اجتماع اسباب وزارت از فضل و كفايت و فهم و فراست و علو نسبت و فرط شهامت مزين و محلى بود ، اما بخل و امساك بمثابهاى بر طبيعتش غلبه داشت كه صايم الدهر گشت و شب در خانهء تنك و تاريك تنها افطار مىكرد . نقلست كه وزير ابو شجاع در آخر ايام حيات بمدينهء طيبه رفته ، بطاعت و عبادت اوقات مىگذرانيد ، تا در جمادى الاخر سنهء ثمان و ثمانين و اربعمائه « 3 » اجل موعود دررسيد و در مشهد ابراهيم بن النبى صلى اللّه عليه و آله مدفون گرديد .
هامش
( 1 ) نام و نسب اين وزير در كتابهاى ديگر ابو شجاع ظهير الدين محمد بن حسين همذانى ضبط شده .
( 2 ) سال 475
( 3 ) سال 488