بنواحى بغداد رسيد فخر الدوله باستقبال موكب سلطانى خراميده ، منظور نظر طغرل بك شد و بپوشيدن خلعت خاص مخصوص گشت و در ايام سلطنت سلطان البارسلان خواجه نظام الملك طوسى بواسطهء سعايت مفسدان از فخر الدوله رنجيده ، سلطان را بر آن داشت كه در باب عزل او مكتوبى بدار الخلافه فرستاد و قبل از انتشار اين خبر منهئى حقيقت حال را بعرض خليفه رسانيده ، القائم بأمر اللّه وزير صائب تدبير را بجانب حله روان كرد و آن منصب را بر على بن الحسين « 1 » ارزانى داشت و اين وزير در اوايل ايام دولت بجوار مغفرت حضرت عزت پيوست . آنگاه حضرت خلافت پناهى و جناب وزارت دستگاهى رضاى خاطر خواجه نظام الملك حاصل نموده ، فخر الدوله از حله ببغداد آمد و نوبت ديگر حلهء وزارت پوشيده ، جمال حالش بحليهء جلالت محلى گرديد و ابن الفضل « 2 » بغدادى بيتى چند در مدح فخر الدوله كسوت نظم پوشانيد و اول آن ابيات اينست :
شعر
الحمد للّه على فضله * قد رجع الحق الى اهله
آنگاه فخر الدوله پسر بزرگ خود عميد الدوله را از درگاه خلافت برسم رسالت نزد سلطان البارسلان ارسال داشت و مكاتيب اخلاص شعار و تحف و هداياى بسيار جهة خواجه نظام الملك فرستاد و صبيهء خواجه را خطبه نمود ، رقم قبول خواجه نظام الملك بر ملتمسات فخر الدوله بسر حد كمال رسيد ،
هامش
( 1 ) در اصل : ابو على الحسين
( 2 ) در اصل : ابو الفضل