نمود و بالاخره بسبب سعايت عبد الجليل دهستانى خليفه آن وزير وزير صائب تدبير را گرفته ، در دار الخلافه حبس فرمود و بعد از آنكه مدت يك ماه محبوس بود او را در تابوت از محبس بيرون آوردند .
اوقات وزارتش از اول تا آخر مدت سيزده سال امتداد يافت .
ابو المعالى النحاس الاصفهانى
باصناف فضل و ادب موصوف بود و در فن سياق و استيفا بكثرت مهارت معروف و ابو المعالى در مبادى احوال نايب عارض ديوان سلطان ملكشاه محمد بن غيلان بود و چون ديدهء دولت محمد بن غيلان بميل نكبت مكحل گشت منصب او تعلق بابو المعالى گرفت و در اواخر ايام سلطنت سلطان ملكشاه و بعضى از اوقات حكومت سلطان بر كيارق و سلطان محمد عارض او بود و مال بسيار حاصل نمود و در آن اوان كه ميان برادران مواد نزاع و خلاف طغيان نمود ابو المعالى فرار بر قرار اختيار كرده ، پناه به صاحب حله سيف الدين صدقه برد و صدقه در تربيتش مساعى مشكوره بجاى آورده ، منصب وزارت المستظهر باللّه را جهة او بستاند و ابو المعالى از حله ببغداد شتافته ، بسرانجام مهام خليفه مشغول شد . اما بواسطهء كمال خست و امساك كه در جبلتش مركوز بود بعد از انقضاى يك ماه از دخل در امور وزارت اركان دولت و اعيان حضرت با او در مقام عداوت و مخاصمت آمدند و بفرمان خليفه ابو المعالى را مواخذ و مقيد گردانيدند و او از محبس گريخته ، بمعسكر سلطان بر كيارق شتافت و در همدان بدحال و پريشان بسر مىبرد تا در شهور سنهء سبع