اشرف الدين عميد الدوله محمد بن فخر الدّوله
در آن فرصت كه فخر الدوله به حكم سلطان ملكشاه متوجه دياربكر شد عميد الدوله در ملازمت سدهء سلطنت توقف نموده ، بواسطهء فرط كياست و كثرت فراست و ارتكاب اعمال حميده و اجتناب از افعال ناپسنديده منظور نظر عنايت سلطانى گشت و در اجتماع آلات حشمت و نامدارى و استكمال اسباب جلالت و كامگارى از پدر درگذشت و در سنهء مذكوره المقتدى باللّه كمال الدين خادم و ابو محمد رزق اللّه التيمى المنشى و ابو نصر موصلى المستوفى را برسم رسالت نزد سلطان ملكشاه فرستاد و التماس ارسال عميد الدوله نمود و سلطان ملتمس خليفه مبذول داشته ، عميد الدوله كامياب و كامران بدار السلم بغداد مراجعت فرمود و نوبت ديگر بتقلد منصب وزارت مشرف گشت و در شوال سنهء خمس و ثمانين و اربعمائه « 1 » سلطان ملكشاه ببغداد آمده ، هم در آن ايام درگذشت و در محرم سنه مقتدى نيز در اين امر اقتدا بسلطان كرده ، روى بجهان جاويدان آورد و پسرش المستظهر باللّه بر مسند خلافت نشسته ، بدستور پدر بزرگوار خويش امر وزارت را بعمبد الدوله تفويض فرمود و در اواخر صفر سنهء ثمان و ثمانين و اربعمائه « 2 » عميد الدوله از خليفه مستشعر پناه به صاحب حله سيف الدين صدقه برد و المستظهر باللّه جهة استمالت او رسل و رسايل متعاقب و متواتر بحله فرستاده ، در آن باب رقعهاى به خط خويش ارسال داشت و عميد الدوله بمكتوب خليفه مستظهر گشته ، نوبت ديگر خطهء بغداد را بيمن مقدم شريف زيب و زينت داد و بسرانجام مهام وزارت اشتغال
هامش
( 1 ) سال 485
( 2 ) سال 488