تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
ملتمس او را مبذول داشته ، عميد الدوله را قايم‌مقام پدر گردانيد . معذلك مويد الملك از قصد پدر و پسر متقاعد نشده ، نظم
كل العداوة قد يرجى ازالتها * الاعداوة من عاداك من حسد
و نظام الملك جهة رعاية خاطر مويد الملك يكى از حاجبان سلطان را از اصفهان ببغداد فرستاد ، تا فخر الدوله را گرفته ، بدرگاه سلطنت پناه رسانند . فخر الدوله بعد از استماع اين خبر فرار بر قرار اختيار كرده ، بناگاه خود را باصفهان رسانيد و بوسيلهء بعضى از نواب معروض گردانيد كه : من بر كيفيت احوال دياربكر اطلاع تمام دارم و مىتوانم كه آن مملكت را بحوزهء ديوان سلطان درآرم . سلطان ملكشاه را اين سخن موافق مزاج افتاده ، فخر الدوله را بانعام و خلعت خاص اختصاص داد و با طبل و علم و خيل و حشم بدان صوب فرستاد و فخر الدوله در باب فتح دياربكر مساعى مشكوره بتقديم رسانيده ، باندك زمانى آن ولايت را در حيز تسخير آورد و خزاين ملوك بنى مروان را متصرف گشته ، نزد سلطان روان كرد و چون مدت هشتاد و پنج سال در دولت و اقبال بگذرانيد عالم فانى را وداع نموده ، رخت بجهان جاودانى كشيد ، چنان كه گفته‌اند : بيت
اگر صد سال مانى ور يكى روز * ببايد رفت ازين كاخ دلفروز

مظفر بن رئيس الرؤسا

بعد از فرار فخر الدوله از بغداد بتقلد منصب سرافراز گرديد و