سنقورجه « 1 » را با هزار « 2 » سوار آهنپوش بر سر ايشان فرستاده شد « 3 » تا بشبيخون رفته و مجموع را گرفته و غارت كرده و بند بر « 4 » نهاده بدين جانب آرد بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا امرا و لشكريان كه در ان حدود « 5 » و حوالى مىنشينند بجار او حاضر شده در مدد و معاونت افزايند و باتفاق بر سر اضداد و مخالفان رفته « 6 » هركس را كه « * 7 » قلع و قمع و اهلاك توانند كرد بجاى آرند و باقى را دستگير كرده در صحبت سيف الدين سنقورجه « 8 » و جماعت لشكريان بدينجانب « 9 » فرستند « 10 » تا بمجازات سيأت « 11 » افعال « 12 » و قبايح اعمال « 13 » خود رسند هيچ آفريده در ميان نيايد
فصل پنجم در دفع مفسدان و حراميان دو نوع
نوع اول
چون نمودند كه جمعى از مخالفان كه از معارك مقارعه و مقاتلهء عساكر منصورهء ما روى بانهزام نهادهاند و « * 7 »
هامش
( 1 ) - آ ت : سنقرجه ، ب : سنقورجه ، پ : سقور ؟ ؟ ؟ .
( 2 ) پ ج :
بانصد .
( 3 ) ب : حذف شده .
( 4 ) - آ ب پ ت ج : حذف شده .
( 5 ) ب : نواحى .
( 6 ) پ : روند .
( * 7 - * 7 ) ث : از - كه قلع - تا - نهاده اند و - حذف شده ( دو صفحه ازين نسخه افتاده ) .
( 8 ) - آ ت ج : سنقرجه ، ب : ؟ ؟ ؟ ، پ : سنقروجه .
( 9 ) ت : حذف شده .
( 10 ) - پ : فرستد .
( 11 ) - ت : اسباب ، ج : سئيّآت .
( 12 ) - آ ب ت : اعمال ، پ : حذف شده .
( 13 ) - آ ب پ :
افعال ، ت : احوال .