مخالفت و مضادت را متشمّرا عن ساق الجدّ ايستاده و بهر وقت كه مجال يابند ( * ) و فرصت دست دهد « 1 » منوى ضمير ( * ) و مكنون خاطر « 2 » را از قوت بفعل خواهند « 3 » رسانيد « 4 » با وجود قدرت بر ايشان ابقا كردن هم از روى شرع و هم از طريق عقل پسنديده نيفتد اما از روى شرع ( * ) جهت آنك « 5 » دفع صايل به همه وجهى واجبست و از روى عقل اوجب ( * ) جهت آنك « 6 » چون « 7 » مدارات « 8 » و احسان مفيد نيايد دفع ضرورى گردد چه عاقبت دفع دشمن ( * ) باىّ وجه كان « 9 » از وصمت ندامت معرّا و مبرّا باشد ( * ) و فى الشرّ نجاة حين لا ينجيك احسان « 10 » بنا برين مقدمه چون فلان طايفه از مدتى مديد باز تخم كينه ( * ) در زمين سينه « 11 » زرع كردهاند « 12 » و قصد جانى و عداوت نهانى را كمر اجتهاد بر ميان جان بسته بدفع « 13 » ايشان قيام نمودن امرى « 14 » واجب « 15 » و قضيهاى ( * ) مجزوم بهاست « 16 » بدان سبب اين حكم
هامش
( * 1 ) - پ : حذف شده .
( * 2 ) پ ج : حذف شده .
( 3 ) ت : حذف شده .
( 4 ) ت : رسانند .
( * 5 ) ج : جنانك .
( * 6 ) ج : حذف شده ، در عوضش - و - نوشته شده .
( 7 ) ت : حذف شده .
( 8 ) ب پ :
مداوات .
( * 9 ) پ : حذف شده .
( * 10 ) - ب : متن عربى نوشته نشده ، جاى خالى گذاشته شده است .
( * 11 ) - آ ب ت : حذف شده ، ج : در در سينه .
( 12 ) - آ ت : حذف شده .
( 13 ) - ت : رفع .
( 14 ) - پ : نوعى .
( 15 ) - پ ج : مستحسن .
( * 16 ) - پ ج : محمودست .