مستخرج اموال آن ولايت و تمامت وجوهات از تابغورات و اوكولكا « 1 » و مصادرات « 2 » و دستانداز و نقود و اجناس و چهارپايان و ارتفاعات دانسته ديگرى را كاينا من كان مجال مشاركت و مداخلت تصور نكنند و دست او در تمشيت اين « 3 » امور و مهمات قوى و مطلق شمرند جماعت كتّاب و بتيكجيان و اصحاب خبرت و كدخدايان و ارباب وقوف از غريب « 4 » و شهرى صورت جمع و خرج اموال و متوجهات ديوانى و ساير وجوهات كه بهرشلتاق متعديان از هركس ستده باشند بموجب راستى ( * ) با او « 5 » باز نمايند و او را بر كميت و كيفيت آن واقف و مطلع گردانيده « 6 » چيزى پنهان و پوشيده ندارند ( * ) تا او استرداد نموده تسليم بمستحقان كند و تا او در ان ولايت باشد ملازم او باشند « 7 » و اوامر و نواهى او را مطيع و منقاد گردند جمعى كه بر ايشان تعدى رفته باشد « 8 » در صحبت خواجه « * 9 » تاج الدين على بديوان بزرگ آيند و صورت تصرفات « 10 » متعديان كه ( * ) ازيشان و « 11 » از هركس بدست « * 9 »
هامش
( 1 ) - ب : اولولكا ، پ : اولكا .
( 2 ) ت : مصادران .
( 3 ) ث : حذف شده .
( 4 ) ث : غرايب .
( * 5 ) ث : حذف شده .
( 6 ) - آ ب پ ت ج : كردانند و
( * 7 ) ت : حذف شده .
( 8 ) ب : ؟ ؟ ؟ ا ، ج : باشد و بدستانداز جيزى كرفته و ؟ ؟ ؟ تكاليف وجهى ستده .
( * 9 - * 9 ) ج : بجاى جملات - تاج الدين - تا - بتقديم پيوندد ( نمره * 1 - * 1 صفحه 155 ) - تاج الدين بديوان باز نمايند تا حكم ان بقانون شريعت بتقديم ؟ ؟ ؟ وندد - نوشته شده .
( 10 ) پ : متصرفان - افزوده .
( * 11 ) پ : حذف شده .