اسفهسلار سپارند و مستحفظان دروازها از قبل ايشان باشند و رسمى كه معهود اسفهسلاريست با ايشان جواب گويند تا باستصواب او « 1 » به مصرف رسانيده بتمشيت اين « 2 » شغل « 3 » اشتغال توانند « 4 » نمود « 5 »
فصل هفدهم در تفويض امارت عسس
چون پهلوان فخر الدين احمد سالها « 6 » بملازمت ديوان بزرگ قيام نموده است « 7 » و از عهدهء هر مهم كه به دو تفويض رفته بر وجهى پسنديده بيرون آمده و بجلادت و كفايت مشهور و موصوف شده راه عسسى « 8 » اردو « 9 » بازار « 10 » به دو « 11 » تفويض رفت تا نوكران جلد تعيين كرده هر شب بمحافظت بازار مشغول گردد « 12 » اگر كسى را از رنود و اوباش « 13 » بتردد بينند « 14 » گرفته بعسس گاه برند تا او « 15 » بتحقيق « 16 » حال آنكس مشغول شده اگر محل تهمت باشد موقوف « 17 » داشته تاديب و بازخواست بليغ ( * ) بجاى آرد « 18 » و اگر مردى پيشهكار ( * ) يا از « 19 » تهمت دور باشد رسم عسسى ستده رها كند « 20 » بدان سبب اين
هامش
( 1 ) - پ : با او .
( 2 ) - آ ت : آن .
( 3 ) ت : اشغال .
( 4 ) ت : تواند .
( 5 ) ث : و كتب في - افزوده .
( 6 ) ج : سالهاست تا .
( 7 ) - آ ت : حذف شده .
( 8 ) پ : عسس .
( 9 ) ب : ارد ، پ : ازدو .
( 10 ) - پ : باران .
( 11 ) - ب : ابد .
( 12 ) - ج : كردند .
( 13 ) - پ ج : نوكران او - افزوده .
( 14 ) - ب ت : بيند .
( 15 ) - پ : حذف شده .
( 16 ) - پ ج : بتفحّص .
( 17 ) - آ : وقوف .
( * 18 ) - ج : نمايد .
( * 19 ) - پ : ان .
( 20 ) - ب پ : كنند .