و اكراد و اتراك و اعراب مقيمى و كوچكنچى « 1 » احتياط كرده و شمرهء مواشى ايشان كه « 2 » در گله بچرا باشند و بيرون چهارپايان مراكب و گاوان عوامل ( * ) واجب دانسته « 3 » متوجه آن ( * ) برين موجب « 4 » جهت ديوان استيفا نمايند « 5 »
از يك سر شتر از يك سر اسب « 6 » ( * ) از يك سر گاو « 7 » 4 از يك سر گوسفند 5 از يك سر درازگوش و از بعضى « 8 » صلحا و گوشهنشينان « 9 » ( * ) و زاويهداران و دانشمندان « 10 » احكام در باب مفروزى و معافى و مسلمى مواشى خود داشته باشند و هرگز چيزى بديوان نداده آن طايفه را معاف و مسلم دارند و به هيچ وجه مزاحم نشوند و مكتوب دهند كه هيچ آفريده بدين علت زحمت ايشان ندهد و مطالبتى ننمايد « 11 » بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا ازين تاريخ باز ايشان را مباشر و متصرف « 12 » شمرهء مواشى آن ولايات « 13 » دانسته « 14 » متوجه احصاء چهارپايان بر وجهى كى ذكر رفت
هامش
( 1 ) - آ : كوچكنچى ، ب پ : كوجكنجى ، ت : كوچكنجى ، ث : كوجكنحى ، ج : كوج كنى .
( 2 ) ج : واجب دانسته از انج .
( * 3 ) ج : حذف شده .
( * 4 ) پ : حذف شده .
( 5 ) پ : نمايند برين موجب ، ت : نمايد به حق حقه
( 6 ) ج : از يكسر استر - افزوده .
( * 7 ) ب : حذف شده .
( 8 ) ث : از - افزوده .
( 9 ) ث : حذف شده .
( * 10 ) پ ج : حذف شده .
( 11 ) - آ : ننمايند ، ب : ننمايند ، ج : ننمايند .
( 12 ) - آ ب ت :
متصدى .
( 13 ) - ب پ ج : ولايت .
( 14 ) ت : داشته .