غير مراكب و عوامل با ايشان جواب گويند و چيزى قاصر و منكسر نگردانند هيچ آفريده بيرون طايفهء مذكور بمعافى و مسلمى بيرون نروند « 1 » و متوجه مواشى خود بموجب راستى ادا كنند و حق السعيى كه در جميع ممالك جهت اين شغل معين و معهودست با ايشان جواب گويند تا در وجه اخراجات خود صرف نموده بتمشيت ( * ) اين مهم « 2 » مشغول گردند « 3 »
فصل پانزدهم در استخراج متصرفان « 4 » ولايات
استخراج باز دانستن احوال متصرف و « 5 » ولايتست « 6 » و استرداد آنچ « 7 » از اموال ديوان ( * ) بر متصرف « 8 » ثابت گردد و حكم درين باب برين موجب « 9 » نويسند سادات و قضاة و ايمه و مشايخ و صدور و اكابر و اعيان و معارف ( * ) و ارباب « 10 » و مشاهير و عموم اهالى و جمهور متوطنان فلان ولايت بدانند ( * ) كه اختلالى « 11 » كه درين مدت به حال ايشان راه يافته و تعديى كه « 12 » از متغلبان بديشان رسيده و حكام هرگونه تصرفات فاحش كرده و موجب خرابى كلى شده جملة و تفصيلا بوقوف پيوست و همگى همت بر تدارك و
هامش
( 1 ) - ج : نبرند .
( * 2 ) ت : ان شغل .
( 3 ) پ ج : كردد
( 4 ) ت : متصرفي .
( 5 ) - آ ب پ ت : حذف شده
( 6 ) پ : ولاياتست .
( 7 ) پ : حذف شده .
( * 8 ) پ ج : حذف شده .
( 9 ) ب : ضعف
( * 10 ) - ت : حذف شده .
( * 11 ) پ : حذف شده .
( 12 ) ب : حذف شده .