و كمال حزم و اصابت عزم او « 1 » محل وثوق و اعتماد كلى شده راه اسفهسلارى ممالك محروسه به دو تفويض رفت تا بر وجهى كه مقتضاى فكر بليغ و نظر عميق اوست از كيفيت احوال عموم خلايق مستخبر و متفحّص بوده چون رجوع قضايا با ديوان يارغو « 2 » كنند او « 3 » توسط نموده بر قانون معدلت و راستى بقطع رساند و نگذارد كه بر هيچ طرف زور و زيادتى رود و از ميل و مداهنت و خدمت و رشوت محترز و مجتنب باشد و مجرمان را بر قدر گناه بازخواست نموده تشديدى را كه زيادت بر جريمهء مجرم « 4 » باشد ارتكاب نكند « 5 » و خوف و خشيت ايزدى را نصب العين دارد « 6 » تا در دنيا از راستكاران و در آخرت از رستكاران باشد بدان سبب ( * ) اين حكم « 7 » نفاذ يافت تا ازين تاريخ باز او را اسفهسلار ممالك محروسه دانسته در جميع قضايا كه باسفهسلارى تعلق داشته باشد « 8 » رجوع با او كنند و ديگرى را مجال شركت و مداخلت ندهند اسفهسلاران ولايات « 9 » و شهرهاى ممالك محروسه از قبل او باشند و بىمكتوب و اجازت او در اسفهسلارى مدخل نسازند هيچ آفريده از حكام و متغلبان دزد و خونى و حرامى را حمايت نكنند « 10 » و تمامت را بنوكران
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده .
( 2 ) ث : بزرك .
( 3 ) ت : و .
( 4 ) ب : ؟ ؟ ؟ مجرم .
( 5 ) پ : نكنند .
( 6 ) ت : داند .
( * 7 ) ب : حذف شده .
( 8 ) - آ ب ت : حذف شده .
( 9 ) پ ت : ولايت .
( 10 ) - ج : نكند .