تلافى آن مصروف و موقوف گشت و اين معنى جز بتعيين كاتبى امين « 1 » معتمد كه باستخراج اموال آنجا قيام نمايد و كيفيت تصرفات هركس باز داند « 2 » ميسر نمىشد « 3 » بنابرين مقدمه خواجه تاج الدين على را كه بسداد راى و رشاد حال از ابناى جنس و اصناف نوع مستثنى و ممتازست و همواره متقلد كارهاى بزرگ بوده و از عهدهء آن بعون راى صايب و نصر « 4 » فكر ثاقب بر احسن وجوه تفصى نموده جهت استخراج اموال و متوجهات ديوانى و وجوهات خارجى از اوكولكا « 5 » و تابغورات « 6 » و مصادرات و دستانداز و نقود و اجناس و چهارپايان و ارتفاعات بدان ولايات فرستاده شد و دست او در تصرف و تدبير اين امور و مهمات قوى و مطلق گردانيده آمد تا تصرفات « 7 » هركس را از اول سال تا غايت مضبوط و منقح كرده « 8 » نسخهء آن بديوان آرد تا هرچه بيرون واجبات شرعى و ديوانى از ارباب و رعايا و ساير مردم ستده باشند « 9 » استرداد نموده بمستحقان تسليم كند « 10 »
بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا از ابتداى اين سال او را
هامش
( 1 ) - ث : حذف شده .
( 2 ) ب : دارند
( 3 ) ج : شود .
( 4 ) پ : منظر ، ت : تصرف و .
( 5 ) ب : اولولكا ، پ : اولكا ، ت : اكولكا .
( 6 ) - آ : تابقورات ، ث : تابقورات .
( 7 ) - آ ب ت : تصرف .
( 8 ) - آ ب : كرداند ، ت ج : كردانيده .
( 9 ) ت : ؟ ؟ ؟ ا ، ج : باشد .
( 10 ) ب : كنند ، ج : رود