و به هيچ حال ازينجانب « 1 » قضيه كه از وقوع آن « 2 » بر « 3 » مخالفت استدلال يا بر مناقضت استشهاد توان كرد واقع نشده و وجود نيافته « 4 » و اگر راى شريف را « 5 » عزيمت مجادلت « 6 » و محاربت در خاطر قرار گرفته و مىخواهد كه مزخرفات اقاويل اضداد « 7 » و مموهات اباطيل حساد « 8 » را بهانه سازد و بر ان بنيادى نهد « 9 » راى راى ايشانست تبنى البناء على شفيرهار « 10 » امّا تصور چنان بايد كرد كه درين جانب نيز اسباب مقابلت « 11 » و مقاتلت چندانست كه بنان و بيان باحصاء ان وافى نتواند « 12 » شد قضيه كه وخامت عاقبت ان « 13 » كالبدر الساطع واضح و لايح است در پيش گرفتن وظيفه عقلا و شيمهء البّا نيست و اينجانب را از استماع سخنان نامهذب و كلمات نامنقح چه تفاوت امراض سوداوى برحسب امزجه و اشخاص متفاوت گردد چندانك قاعدهء تدبير منهدمتر استيلاى مرض بيشتر ( * ) و الله اعلم « 14 »
هامش
( 1 ) - پ : از ان جانب
( 2 ) - ج : حذف شده
( 3 ) - ب : حذف شده
( 4 ) - ب : نبايافته
( 5 ) - ت : حذف شده
( 6 ) - ت : در مجادلت
( 7 ) - ج : حذف شده
( 8 ) - ج : حذف شده
( 9 ) - ب : حذف شده
( 10 ) - ج : ها
( 11 ) - ت : معاملت
( 12 ) - ج : تواند
( 13 ) - ت : حذف شده
( * 14 ) - ب : و الله اعلم بالصواب ، پ : و الله اعلم و احكم ، ت : حذف شده