و شوكت بر وجهى « 1 » داده كه در تقرير مطالب و تبيين مقاصد خويش از مقدماتى كه منتج عجز و اقتصار « 2 » باشد احتراز نمودهاند « 3 » وقتى كى خدمتش بمهددات « 4 » و منذرات مشغول گردد درين جانب نيز امثال « 5 » آن نادر الوقوع نباشد و جواب يكى صد گفته شود « 6 » به حمد الله تعالى اسباب « 7 » استظهار از انچ سلاطين اسلام « 8 » را مزين كارخانه مملكت و مرتب مجلس سلطنت و موجب اركاب « 9 » عساكر منصوره باشد چندان موجودست كى زبان قلم از « 10 » تقرير آن قاصر و بنان بيان از تحرير ان مقصر گردد حد سخن ( * ) نگاه داشتن « 11 » بهترين اداب و ملكاتست رب اختم بالخير
( * ) نوع سوم « 12 »
بعد از تامل مكاتبه كريمه و وقوف بر تقرير مراسلات و ( * ) تصور راى « 13 » شريف سلطانى انحراف اينجانب را از منهج موافقت و تلبيس « 14 » به لباس مخادعت و مخالفت اعلام مىرود كه مجموع اين معانى ممتنعة « 15 » الوجودست
هامش
( 1 ) - ت : كه - افزوده شده
( 2 ) - آ ب : اقتصاد ، پ : اعتضاد ، ث ج : اقصاد
( 3 ) - ب : نموده
( 4 ) - پ : بمهّدات
( 5 ) - پ : امثالى از
( 6 ) - ت : حذف شده
( 7 ) - ت : حذف شده
( 8 ) - ث : حذف شده
( 9 ) - پ ج : ارتكاب
( 10 ) - ت : تحرير - افزوده شده
( * 11 ) - ج : داشتى
( * 12 ) - ب : حذف شده
( * 13 ) - پ : تصورات
( 14 ) - پ ث ج : تلبّس
( 15 ) - ج : ممتنع