تعالى ( * ) بغارت و تاراج « 1 » و غير ان از منكرات فرموده درين باب چون با ان جماعت « 2 » رجوع افتاد مجموع اين « 3 » قضايا را انكار كردند و از ارتكاب آن استبعاد نمود « 4 » و اما تهديدى « 5 » چند كه در قلم آورده و جواب الفاسد بالفاسد را تمسك ساخته هرگز عادت « 6 » نبوده كه خدمتش متصدى چنين اقوال « 7 » و متشمر چنين افعال گردد بيت « 8 »
ترا ديدم كه چونين « 9 » كس « 10 » نبودى * چنين تند و چنين سركش نبودى
طريقهء مفاوضات و مراسلات با دوستان قديم بر وجهى مسلوك « 11 » مىبايد داشت كه اگر ازين جانب نيز به همان گونه خطابى رود در مذهب سلطنت و شريعت مملكت بتقبيح و تهجين ان « 12 » حكم نكنند و اگر سلطان معظم خود را در مقام تهجّم و تحكّم مىداند « 13 » و سخن بر قاعده ارباب تسلط « 14 » و
هامش
( * 1 ) - ت : بتاراج و غارت
( 2 ) - ث : حذف شده
( 3 ) - ت : ان
( 4 ) - ج : نمودند
( 5 ) - ج : تهديد
( 6 ) - ب : حذف شده
( 7 ) - ب : اموال ، پ : احوال
( 8 ) - ب ج : حذف شده ، ث : شعر
( 9 ) - ت : چنين
( 10 ) - ب ث ج : كش
( 11 ) - ب : كه - افزوده شده
( 12 ) - ب : حذف شده
( 13 ) - ت : مىدارد
( 14 ) - ت : و تجر - افزوده شده