كبريت ( * ) احمر كه اكسيرست « 1 » عزيزست ( * ) و كدام خاصيت اكسير بخواص « 2 » وجود مبارك ايشان ماند چه مطمح « 3 » نظر صاحب اكسير به غير از ان « 4 » نيست كى خود را از خلق مستغنى داند ( * ) و گرداند « 5 » و اگر احيانا بشخصى « 6 » رسد كى مشقت فقر و فاقه او را در اضطرار « 7 » آورده باشد و دست « 8 » بردى كه « 9 » روزگار نموده پاىمال آسيب حوادث گشته « 10 » صاحب اكسير از ( * ) فضالهء نواله « 11 » خويش در حق او انعامى كند و بفضول فضله اكسير كه قراضهء چند باشد او را بهرهمند « 12 » گرداند با وجود انك گفتهاند « 13 » ليس العطاء من الفضول سماحة حتى تجود « 14 » و مالديك قليل و منعم عليه چند روزى « 15 » عيال خود را از موايد « 16 » فوايد صاحب اكسير اكسا و اطعام كند و او بدان تبختر نمايد و بعد از « 17 » انقراض آن قراضات در
هامش
( * 1 ) - پ : احمر اكسير ، ت : احمر كه اكسير اكبرست
( * 2 ) - پ : و خاصيت كدام بخواص ، ث ج : و خاصيت كدام اكسير بخواص
( 3 ) - ت : حذف شده
( 4 ) - ث : ازين
( * 5 ) - پ : حذف شده
( 6 ) - ت : شخصى
( 7 ) - ب پ : اضطراب
( 8 ) - ث : بدست
( 9 ) - ت : حذف شده
( 10 ) - ج : كردد
( * 11 ) - ج : فضاله و نواله
( 12 ) - ج : بهره تدبير
( 13 ) - پ : بيت - افزوده شده ، ث : شعر - افزوده شده
( 14 ) - پ : يجود
( 15 ) - آ ت : روز
( 16 ) - ب : حذف شده
( 17 ) - ب : از ان