تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
بيداء حيرت متحير و « 1 » در تيه حسرت متحسر « 2 » گردد « 3 » هوس طلبيدن صاحب اكسير ( * ) او را بر وجهى « 4 » مقلقل و مضطرب گرداند كى از تدبير مصالح « 5 » معاش و تهنيهء « 6 » اسباب انتعاش بازماند و يحتمل كه بجنون « 7 » مودى گردد انگاه نه دين داشته « 8 » باشد « 9 » نه دنيا مصراع « 10 »
چون « 11 » كافر درويش نه دنيا و نه دين
اما اثر صحبت شيخ مرشد با مصاحب بر طريقى باشد كى « 12 » امور دنيوى او بر وجه مطلوب منتظم گردد و قبول خلق و اعتقاد مردم روزبروز در زيادت باشد و امور اخروى كه مطمح « 13 » نظر مريد در ارادت « 14 » شيخ و مسرح فكر « 15 » شيخ در تربيت « 16 » مريد بحقيقت آنست او را ( * ) بر زهد « 17 » و عبادت دارد و بعد از ان بعرفان حق كى « 18 » اجل مراتب طالب سالك
هامش
( 1 ) - پ : دود - افزوده شده ( 2 ) - ب : متحير ، پ : متخسر ( 3 ) - ت : و - افزوده شده ( * 4 ) - ب پ ث ج : بر وجهى او را ( 5 ) - ت : حذف شده ( 6 ) - آ : تهنييهء ، ب پ ج : تهيهء ، ث : تهنيه ( 7 ) - ب : بحضون ( 8 ) - ت : دانسته ، ث : حذف شده ( 9 ) - پ ث ج : و - افزوده شده ( 10 ) - پ ت ج : حذف شده ( 11 ) - پ : جو ( 12 ) - ت : حذف شده ( 13 ) - ت : حذف شده ( 14 ) - ب پ : با ، ث ج : با - افزوده شده ( 15 ) - ت : فكرت ( 16 ) - ب : ترت ؟ ؟ ؟ ب ، پ : ترتيب ، ث : تر ؟ ؟ ؟ ( * 17 ) - ج : بزهد ( 18 ) - ت : كم ، ج : و