است « 1 » سرايت كند و از انجا بمرتبهء وصول كى قصا راى « 2 » امانى « * 3 » انبيا صلوات الله عليهم « 4 » و اصغيا رضى الله عنهم آنست « * 3 » رساند پس معلوم شد كى از « 5 » مصاحبت « 6 » صاحب « 7 » اكسير تا مصاحبت شيخ مرشد فروق بسيارست و چون نظر كلى از صحبت مشايخ بزرگوار كه علماى شريعت شعارند بر ارشاد و هدايت و تفهيم و افادتست تا مهمات دينى و دنيوى مريد بواسطهء ان انتظام يابد و در آخرت از ارباب فوز و فلاح شود « 8 » داعى دولتخواه چندانك مىانديشد جز جناب دولت مآب سلطان اعظم خلد ملكه ديگرى را بدين صفت متصف نمىداند چه « 9 » لا يزال مسالك نصيحت را مسلوك مىدارد و بر امورى كه خير دو جهانى در آنست دلالت « 10 » مىفرمايد و برعايت و صيانت بندگان خداى تعالى كى بدان ماموريم امر مىكند « 11 » شيخ مرشد همين گويد و پدر مشفق جز اين طريق نپويد و بحثى كه ميان سلطان سعيد ملكشاه و خواجه نظام الملك طاب ثراهما در باب علما و « 12 » مشايخ رفته
هامش
( 1 ) - آ : آنست
( 2 ) - پ : رى
( * 3 ) - ( * 3 ) - ج : اوليا و اصغيا
( 4 ) - ب : اجمعين و اوليا - افزوده ، پ ث : و اوليا - افزوده
( 5 ) - ج : حذف شده
( 6 ) - ت : مصاحب
( 7 ) - ت : حذف شده
( 8 ) - ت : و - افزوده شده
( 9 ) - ت : حذف شده
( 10 ) - آ ب ت : حذف شده
( 11 ) - پ : مىكن
( 12 ) - پ : حذف شده