نوع دوازدهم در اجابت « 1 » استصحاب « 2 » مشايخ و غيرهم
بعد از اغتراف « 3 » از موارد مخالصت و اعتراف بقبول نصايح از محض مصادقت بر علوم شريفه زادها الله احاطة « 4 » بالسراير و كشفا عن مكنونات « 5 » الضماير منهى گردانيده مىآيد كه اشارتى كه در باب استصحاب مشايخى كه از متابعان و مريدان مشايخ « 6 » طبقات باشند « 7 » فرموده و استرشاد « 8 » بارشاد ايشان كه علم نافع را ضميمهء عمل صالح گردانيده « 9 » باشند بهترين مقتنيات و شريفترين مكتسبات دانسته شك نيست كى هيچ سعادت ملوك را با ان مساوى نگردد كه در شرايف اوقات بمواعظ و نصايح مشايخ طريقت « 10 » كه بحقيقت علماء شريعتند متعظ و منزجر كردند و سعادت دو جهانى خود « 11 » در ان « 12 » مشاهد و معاين بينند و از جمله فايزان « 13 » و رستكاران « 14 » شوند امّا درين روزگار وجود چنين طايفه « 15 » چون وجود
هامش
( 1 ) - پ : حذف شده
( 2 ) - ج : نصيحت
( 3 ) - ب ت : اعتراف
( 4 ) - پ : حذف شده
( 5 ) - ب : مكتوبات
( 6 ) - ج : و - افزوده شده
( 7 ) - پ : باشد
( 8 ) - ب پ ث ج : استرشاد را
( 9 ) - ث : كرده
( 10 ) - ث : طريقه
( 11 ) - ث : خود را
( 12 ) - ج : درين
( 13 ) - ب : فامدات
( 14 ) - پ : رستكان
( 15 ) - ت : كه - افزوده شده