و آوردن مولانا و حيد الدين « 1 » از قلعه مفيد اين معنيست و از اسلوب اين « 2 » نمط سخن چنان در تصور مىآيد كى شيخ حقيقى سلطان ملكشاه خواجه نظام الملك بوده است چه او را از مزالق اعتراض خلايق خلاص داده بمعارج اصحاب حق و حقيقت رسانيده است « 3 » چه « 4 » اگر خواجه نظام الملك ان نوع « 5 » تدبير نكردى و عالمى عامل را كه سلطان « 6 » بىگناهى بقلعه فرستاده بود و بتلبيس اصحاب اغراض محبوس گردانيده باز نياوردى ان بدنامى از « 7 » سلطان تا روز قيامت برنخواستى پس هركس كه خيرخواه و ناصح شخصى باشد « 8 » بحقيقت با او راه شيخى دارد حق تعالى حضرت سلطنت « 9 » را در امتداد زمان با علو معارج و سموّ مدارج باقى داراد و مخلص دولتخواه را توفيق استماع « 10 » مواعظ و « 11 » نصايح مشفقانه « 12 » آن حضرت و قبول آن بسمع ( * ) ارادت و « 13 » رضا و « 14 » رغبت رفيق گرداناد بمنه و سعة « 15 » لطفه « 16 »
هامش
( 1 ) - آ ب ج : وحيد لك
( 2 ) - پ ت ث ج : ان
( 3 ) - ت : حذف شده
( 4 ) - پ ث ج : كه
( 5 ) - پ : حذف شده
( 6 ) - پ ج : او را - افزوده شده
( 7 ) - پ : ان
( 8 ) - ث : حذف شده
( 9 ) - پ : سلطانى
( 10 ) - پ : اسماع
( 11 ) - ث : حذف شده
( 12 ) - ب : مشفقان
( * 13 ) - پ : حذف شده
( 14 ) - آ ت : حذف شده
( 15 ) - ج : حذف شده
( 16 ) - ب : لطيمه