چنانك معلوم « 1 » راى جهان افروزست در مبادى جهانگيرى از مشاق حط و ترحال و استقبال و استدبار احوال و عروض شدت و رخا و صدور ( * ) سرّا و ضرّا « 2 » و ورود اوليا بموارد ( * ) و داد « 3 » و تشمّر « 4 » اعدا و اضداد جهت شقاق و عناد و غير اين قضايا كه تذكار « 5 » آن باطناب مودى و تكرار « 6 » باكثار مسرى و مفضيست چاره نمىباشد و صدور اين حالات لا يزال ضرورى الوقوع و الوجودست ( * ) و از كثرت « 7 » آن « 8 » ملاحظات « 9 » و وفور اين معارضات و مناقضات تا غايت بمهمى ديگر نپرداخته و بتمشيت ديگر قضايا كه از مرتبات « 10 » اوضاع « 11 » سلطنتست « 12 » مشغول نشده اما همواره معتقد ضمير آن بوده كه عالمى فاضل « 13 » و حكيمى كامل و صاحب ديانتى كه باجماع امم مختار اكابر و اعاظم عالم باشد جهت عرض مصالح ارباب حاجات تعيين كند تا صلاح و « 14 » فساد و « 15 » و خير و شر و نفع و ضرّ آن « 16 » براى و تقرير او منوط ( * ) و موكول « 17 »
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده
( * 2 ) - آ : ضرّا و سرّا
( * 3 ) - آ : حذف شده
( 4 ) - ب : تشمير
( 5 ) - ت : مكار ، ث : تكرار
( 6 ) - ت : ان - افزوده شده
( * 7 ) - پ : و اكثر
( 8 ) - ب : حذف شده ، ت ث ج : اين
( 9 ) - ب : ملاحضات
( 10 ) - آ : مر ؟ ؟ ؟ ات ، پ ت ث ج : مزينات
( 11 ) - ج : ارتفاع
( 12 ) - پ ج : سلطنت
( 13 ) - ت : فاضلى
( 14 ) - ث : حذف شده
( 15 ) - پ : حذف شده
( 16 ) - ج : حذف شده
( * 17 ) - پ : حذف شده