شداد و حج پياده و ذكر مواعد « 1 » خوب ان « 2 » سرّ در ميان بايد نهاد چه هركس را از اتباع ملوك و سلاطين بديشان گمان جاسوسى و خبردارى نباشد و انچ در جواب مكتوب پادشاه ناصح نوشته شد كى « 3 » چون « 4 » با جميع ملوك و سلاطين قواعد اتفاق استحكام يافت بتعيين منهيان و جاسوسان و فرستادن بممالك ايشان تا « 5 » استعلام قضايا كنند حاجت « 6 » نيست « 7 » نوشتن اين معانى « 8 » در آداب مكاتبت « 9 » ضروريست « 10 » و نيز چون گفتيم كه از فرستادن جاسوس بايد كه جز پادشاه و وزير ديگرى را وقوف نباشد بپادشاهى ديگر چگونه توان نوشت كه برحسب اشارت « 11 » خدمتش منهى و جاسوس تعيين كرديم چه اين معنى از قاعدهء حزم « 12 » و احتياط بغايت مستبعد باشد و پادشاهى كه اين « 13 » همه نصيحت كند نداند « 14 » كه همچنانك بمجموع ممالك جاسوس مىفرستند « 15 » بمملكت « 16 » او نيز خواهند فرستاد « 17 » و چرا بايد كى او بتنبيه
هامش
( 1 ) - پ ث ج : مواعيد
( 2 ) - پ ث ج : اين
( 3 ) - ت : حذف شده
( 4 ) - ت : جه
( 5 ) - ت : با ، ج : ؟ ؟ ؟ ا
( 6 ) - ث : ؟ ؟ ؟ احاحت
( 7 ) - ت : و - افزوده شده
( 8 ) - پ ث ج : معنى
( 9 ) - ث : مكاتبات ، ج : كتابت
( 10 ) - ب ت ج : ضرورتست
( 11 ) - ث : اشارات
( 12 ) - پ : حر
( 13 ) - ت : حذف شده
( 14 ) - ت : بداند
( 15 ) - پ : فرستد
( 16 ) - ج : بممالك
( 17 ) - ب ت : فرستادن