مرتب و اسوده بولايت كوج « 1 » و « 2 » بلوج « 3 » رفت و غلام « 4 » سلطان نيز با سواران خود به دو پيوست و زيادت از ده هزار مرد از ايشان بكشتند و چندين هزار دينار ستدند « 5 » و نعمت و سلاح و چهارپاى « 6 » بسيار بدست اوردند « 7 » ابو على مجموع را « 8 » در صحبت « 9 » آن امير « 10 » به حضرت سلطان فرستاد و سلطان منادى فرمود كى درين مدت كى من بعراق آمدهام هركرا كى دزدان كوج « 11 » و « 12 » بلوج « 13 » چيزى برده باشند « 14 » بيايند « 15 » و عوض ( * ) از من « 16 » بستانند « 17 » و مدعيان مىآمدند و خشنود باز مىگشتند و اين ذكر جميل سلطان « 18 » بر روى روزگار باقى ماند « * 19 » هذى « 20 » ذخاير محمود هذ « 21 » انتهيت « 22 » و لا انتهاب « 23 » لباقى ذكر محمود « * 19 »
هامش
( 1 ) - آ ث : كوح
( 2 ) - آ ب : حذف شده
( 3 ) - آ : ؟ ؟ ؟ لوح ، ب : پلوح ، پ : بلوح ، ث : بلوچ ، ج : ملوج
( 4 ) - پ : در حاشيه نوشته شده
( 5 ) - پ : بستدند
( 6 ) - ب ث : جهاربايان
( 7 ) - ب پ ت ث : و - افزوده
( 8 ) - ث : انرا
( 9 ) - ب : حصر ؟ ؟ ؟
( 10 ) - ث : حذف شده
( 11 ) - آ ب ث : كوح
( 12 ) - آ ب : حذف شده
( 13 ) - آ : بلوح ، ب : ؟ ؟ ؟ لوح ، ث : ؟ ؟ ؟ لوچ ، ج : ؟ ؟ ؟ لوج
( 14 ) - ب : باشد
( 15 ) - پ ث : بيايد
( * 16 ) - ت : حذف شده
( 17 ) - پ : بستاند ، ث : بستاند
( 18 ) - ب پ ت ث : را - افزوده
( * 19 ) - ( * 19 ) - ب پ ج : حذف شده
( 20 ) - ت : هذا ، ث : هدى
( 21 ) - ث : قد
( 22 ) - ت : انتهبت ، ث : اتهبت
( 23 ) - ث : اتهاب