بهزيمت نهاد و تمامت كاروان « 1 » نيز منهزم « 2 » شدند و در نيم فرسنگى « 3 » توقف نمودند و دزدان چون ان حال مشاهده كردند و « 4 » بگشودن « 5 » بارها مشغول شدند بقفصهاى سيب « 6 » رسيدند و بشرهى « 7 » تمام و رغبتى « 8 » صادق بخوردند « 9 » و هركرا « 10 » از ان سيب « 11 » نيافته بود ( * ) مىدادند « 12 » بعد از ساعتى يك يك مىافتادند و مىمردند و راى راست ( * ) و فراست « 13 » مومنانهء سلطان كى اتقوا فراسة المؤمن فانه ينظر بنور الله « 14 » بوضوح انجاميد بعد از دو ساعت كى از روز گذشته بود امير بر سر « 15 » بالايى رفت همهء « 16 » دشت « 17 » را پر « 18 » مردم افتاده ديد بنشاطى « 19 » تمام فرودوانيد و گفت « 20 » بشارت باد كه مدد سلطان دررسيد و دزدان را كشتند بشتابيد « 21 » تا « 22 » اگر بقيهء ازيشان
هامش
( 1 ) - پ : كاروانيان
( 2 ) - ت : منهدم
( 3 ) - پ : فرسخى
( 4 ) - پ ت : حذف شده
( 5 ) - ب : بكشودند
( 6 ) - آ : حذف شده
( 7 ) - پ : باشتها ؟ ؟ ؟ ى ، ث : بشهى
( 8 ) - ج : رغبت
( 9 ) - ج : مىخوردند
( 10 ) - ت : كرا كه ، ج : ناخوانا
( 11 ) - ث : حذف شده
( * 12 ) - ب : حذف شده
( * 13 ) - پ : حذف شده ، ت : و - حذف شده
( 14 ) - ب : حذف شده
( 15 ) - پ : حذف شده
( 16 ) - ج : حذف شده
( 17 ) - پ : دست ، ت : دست
( 18 ) - ب : بر ، پ : برار ، ج : بر
( 19 ) - ت : بنشاط
( 20 ) - ت : كه - افزوده
( 21 ) - ت : بستانيد
( 22 ) - ت : كه