عوض از « 1 » خزانه جواب گوئيم چون اين « 2 » خبر ( * ) در اطراف « 3 » منتشر شد طوايف ( * ) تجار از « 4 » جميع ديار متوجه رى شدند و سلطان غلامى را « 5 » بامارت صد و « 6 » پنجاه سوار معين گردانيده بدرقهء كاروان « 7 » ساخت و ان جماعت را بفرستادن لشگرى كه متعاقب بمدد ايشان رسند مستظهر گردانيد و غلام را بخلوت « 8 » طلب داشت و يك شيشه زهر قاتل به دو داد و گفت چون باصفهان رسى ده روز انجا مقام كن تا تجار اصفهان نيز كارسازى كرده « 9 » در صحبت تو روانه شوند و ده خروار سيب اصفهانى از انچه « 10 » بهتر از ان نباشد بخر « 11 » و در قفصها نه و بر ده شتر باركن و چون بمنزلى رسى كه ميان تو و حراميان يك شب بيش نمانده باشد ان شب قفصهاى سيب را در خيمه بر و مجموع آن ( * ) سيبها « 12 » را بچوالدوز سوراخ كن و بچوبى « 13 » زهر در ان سوراخها ريز « 14 » و بعد از با پنبه در قفصها نه و آن ده شتر « 15 » را با شتران « 16 » كاروانيان « 17 » به راه كن
هامش
( 1 ) - ت : ان
( 2 ) - ب ت : ان
( * 3 ) - ت : حذف شده
( * 4 ) - ث : تجاران
( 5 ) - ث : حذف شده
( 6 ) - ج : حذف شده
( 7 ) - آ ب : كاروانى
( 8 ) - ت : بخلوات
( 9 ) - آ : كنند
( 10 ) - ت : انجا
( 11 ) - ث : حذف شده
( * 12 ) - ت : سيب
( 13 ) - آ : آز نجوبى ، ت : به خوبى
( 14 ) - پ : كن
( 15 ) - ب : ستر
( 16 ) - ب پ : باستران ، آ ت : باشتروان
( 17 ) - پ : كاوان ؟ ؟ ؟ ان ، ث : كاروان