مسلمان « 1 » و حنفى مذهب و پاكدامن روى بعراق نهادم و دمار از روزگار ديالمه و زنادقه و بواطنه برآوردم و در قلع و استيصال ايشان « 2 » هيچ دقيقه مهمل « 3 » نگذاشتم و خواجگان خراسانى « 4 » را كه همه حنفى و شافعى « 5 » مذهب « 6 » اند بر اعمال عمّال گردانيدم و كتّاب عراقى را « 7 » جهت انك مبادا كه از ان طايفه باشند از مباشرت كار ديوان منع كردم و به يارى حق تعالى باندك « 8 » روزگارى « 9 » مملكت عراق از بد « 10 » مذهبان صافى شد چه « 11 » حق تعالى مراجهت آن « 12 » كار افريده است و بر سر خلايق گماشته « 13 » تا مفسدان را قهر « 14 » و مصلحان را رعايت كنم و بداد و دهش جهان را آبادان « 15 » دارم درين وقت چنان نمودند كى جمعى مفسدان كوج « 16 » و بلوج « 17 » برباط ديركجين « 18 » راه زدهاند و اموال قوافل برده مىبايد كى ايشان را بگيرى و « 19 » مال بستانى و همه را بند كرده با آن « 20 » مال به شهر رى « 21 » فرستى « 22 » تا سزاى ايشان بدهم ايشان را چه زهرهء
هامش
( 1 ) - ب پ : مسلمانان
( 2 ) - ت : حذف شده
( 3 ) - پ : فرو - افزوده شده
( 4 ) - پ : حذف شده
( 5 ) - پ : شفعوى
( 6 ) - پ ج : حذف شده
( 7 ) - ج : حذف شده
( 8 ) - ت : در اندك
( 9 ) - ت : روزگار
( 10 ) - ت : بر
( 11 ) - ت : حذف شده
( 12 ) - پ ث ج : اين
( 13 ) - ت : كه - افزوده
( 14 ) - ت : كنم - افزوده
( 15 ) - پ : اباد
( 16 ) - آ ب : كوح ، ث : كوچ
( 17 ) - ب : بلوح ، ث : بلوچ
( 18 ) - آ : ديركجين ، ب پ ت ث ج : ديركحين
( 19 ) - ب ت : حذف شده
( 20 ) - ت : به آن
( 21 ) - ت : حذف شده
( 22 ) - ب : فرستدى