حفظ عهد و كشتن او تقصير كنم امر ( * ) يا ايها الذين امنوا اوفوا بالعقود « 1 » را « 2 » نشنيده باشم سبب « 3 » ( * ) سجده و شكر « 4 » اين معنى بود بعد از ان آن مرد را گفت هرچه از خوردنى در خانهدارى بياور « 5 » و تكلف مكن كه من بغايت گرسنهام و از ان شب كه ترا در ان « 6 » تضرع و زارى ديدم تا اين غايت كه « 7 » سه شبانروزست « 8 » هيچ نخوردهام و با خود مقرر كرده كه تا اين بار از خاطر تو برنگيرم طعام بر من حرام باشد ان مرد را « * 9 » در خانه جز نان خشك و ابكامه « * 9 » چيزى نبود پيش سلطان آورد و « 10 » سلطان ( * ) با شرمى « 12 » تمام بسيارى « 13 » از ان « 11 » بخورد و در حق آن مرد چندان انعام ( * ) و احسان تقديم « 15 » فرمود « 14 » كه او « 16 » در مدت عمر از مال
هامش
( * 1 ) - ب : حذف شده
( 2 ) - آ ب ت : حذف شده
( 3 ) - ب : ش ؟ ؟ ؟
( * 4 ) - ب : شكر و سجده ، آ ث : سجدهء شكر
( 5 ) - ج : بيار
( 6 ) - ت : حذف شده
( 7 ) - پ ت : حذف شده
( 8 ) - پ : كه - افزوده شده
( * 9 ) - ( * 9 ) - ث : جز نان خشك و ابكافه در خانه ، ج : و ابكامه - حذف شده
( 10 ) - ث : حذف شده
( * 11 ) - ج : بسيارى از ان بشرمى تمام
( 12 ) - ب : شرمى ، پ : بشرتى ، ث : بشتهى
( 13 ) - آ ب ت : حذف شده
( * 14 ) - ب : مكرد
( 15 ) - ت : بتكريم
( 16 ) - ج : حذف شده