تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
دوستدارى را با طينت طبيعت تعجين كنند و اوامر و نواهى را كمر مطاوعت و انقياد بر ميان جان بسته دارند و بندگى حضرت و اركان دولت چون در حركات و سكنات و اخلاق و عادات و آداب و ملكات ايشان تامل فرمايند هريك را بخدمتى « 1 » كى فراخور حال او باشد « 2 » در اوردوء « 3 » معظم يا « 4 » در شهرها و ولايات « 5 » ممالك « 6 » موسوم و مشغول گردانند و ايشان چون بعنايت و عاطفت و تربيت و شفقت مستطهر شوند در ان خدمت اجتهادى كى موجب اظهار كفايت و سبب ايضاح معامله‌دانى و درايت باشد بجاى آرند و هرآينه از بندگى حضرت بصدور سيورغالات و تشريفات بيش از « 7 » توقع و تصور خويش اختصاص يابند و اين « 8 » معنى در امزجه و طباع ملازمانى كى پيش از ايشان بخدمات و عبوديات موسوم بوده « 9 » باشند بالضروره اثر كند و خواهند كى ايشان نيز در خدمت و بندگى افزايند « 10 » تا « 11 » بچنان مراحم و عواطف مخصوص شوند پس مهمى را كى مباشر آن‌اند بجايى رسانند كى
هامش
( 1 ) - آ ب : به خدمت ( 2 ) - ث : يا - افزوده شده ( 3 ) - آ : آردو ، ب : اردو ، ت : آردو ( 4 ) - ت : تا ( 5 ) - ت : ولايت ( 6 ) - ث : حذف شده ( 7 ) - ت : و - افزوده شده ( 8 ) - ب : ان ( 9 ) - ث : حذف شده ( 10 ) - ب : او ؟ ؟ ؟ ند ( 11 ) - ب : كى