يابند و هيچ سينهء كينه بر زبان و از هيچ « 1 » باطنى حكايت شكايتى به دهان « 2 » نرسد تا ملوك و سلاطين شكر اين نعمت كى ايشان را بر ممالك مالك گردانيدهاند و مصالح و « 3 » مفاسد وجود را در كف كفايت ايشان نهاده بگزارند « 4 » و بمواعيد « 5 » ( * ) لئن « 7 » شكرتم لازيدنكم « 6 » مستظهر بوده از مزالق و مهالك ( * ) و لئن كفرتم ان عذابى لشديد « 8 » مصون و مامون گردند « 9 » ان شاء الله « 10 » تعالى مدتيست ( * ) تا استماع « 11 » مىافتد كى نواب حضرت شهريارى از شارع « 12 » شريعت و شاهراه « 13 » طريقت « 14 » معدلت « 15 » و نصفت انحراف نمودهاند و در محافظت بلاد و عباد اهمالى كى نه مناسب حال مقربان سلاطين باشد بجاى آورده و عوض يك دينار واجب ديوانى ( * ) ده دينار از رعايا ستده « 16 » و بدان سبب مصالح مختل و مناظم « 17 » مهمل مانده و رعا بعضى جلاء وطن كرده و بعضى تدبير انهزام را « 18 » متشمّر و مستوفر « 19 » شده « 20 » از صعوبت
هامش
( 1 ) - آ ب : حذف شده
( 2 ) - ب : در حاشيه نوشته شده
( 3 ) - پ : حذف شده
( 4 ) - پ ت : بكذارند
( 5 ) - ت : بمواعد
( * 6 ) - ب : حذف شده
( 7 ) - ث : و ل ؟ ؟ ؟ ئن
( * 8 ) - ب : حذف شده
( 9 ) - ت : كردد
( 10 ) - ب : العرر
( * 11 ) - ب : با استماع ، ت : باستماع
( 12 ) - ت : شرايع
( 13 ) - ب : را
( 14 ) - ت : حذف شده
( 15 ) - آ : حذف شده
( * 16 ) - ت : از رعايا ده ستده
( 17 ) - پ ت : مناطم
( 18 ) - ت : ر
( 19 ) - ب : در حاشيه نوشته شده
( 20 ) - پ : و - افزوده شده