من « 1 » ضايع مانم پس بعد از اقامت فرايض خمس هيچ طاعت بر پادشاه واجبتر از اشتغال بمصالح بندگان خداى تعالى نيست و اگر رجوع با منصوص حديث نبوى على قايله افضل التحية « 2 » و التسليم كنيم كه عدل ساعة « * 3 » خير من عبادة سبعين « 4 » سنة « * 3 » معلوم گردد كه « 5 » پادشاهان را هيچ عبادت بهتر از معدلت نيست چه عدل يك ساعت « 6 » ايشان را « 7 » ( * ) بر عبادت « 8 » هفتاد « 9 » سالهء ديگران رجحان مىنهند و ورود بمورد اين سعادت و وصول باحراز « 10 » منقبت ( * ) اين دولت « 11 » جز باعانت اعوان و انصار و « 12 » استعانت از امناء ابرار ميسر نگردد چه استلزام « 13 » ايشان سبب جريان امور بر منهج قويم تدبير و طريق مستقيم راى رزين و فكر رضين « 14 » باشد يكى ازيشان پادشاه « 15 » را بر « 16 » تاليف قلوب امرا و اركان دولت بر طريق نصيحت و استمالت محرّض گردد ديگرى او را
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده
( 2 ) - آ : التحيات
( * 3 ) - ( * 3 ) - ب : از - خير - تا - سنة - حذف شده
( 4 ) - ت : ستين
( 5 ) - پ ث : حذف شده
( 6 ) - آ : ساعتهء
( 7 ) - ث : حذف شده
( * 8 ) - ت : بعبادت
( 9 ) - ت : شصت
( 10 ) - ت : اين - افزوده شده
( * 11 ) - آ ب ت : حذف شده
( 12 ) - ث : حذف شده
( 13 ) - ت : التزام
( 14 ) - ث : رصين
( 15 ) - آ ب ت : بادشاهان
( 16 ) - آ ب ت : حذف شده