دينى و مرتبتى « 1 » از مراتب دنيوى تنزيل كرد « 2 » بعضى را نبوت داد و بعضى را ولايت و بعضى را علم و حكمت و بعضى را سلطنت و مملكت و بعضى را امارت و وزارت و بعضى را ازهداة گردانيد « 3 » و بعضى را « 4 » از غواة « 5 » آفريد و هلم جرا بالجميع « 6 » طبقات اناس از اشراف و اوساط ( * ) و آحاد « 7 » و ادناس پادشاه نيز كى سايه حق است بايد كى خود را متصف بصفات حضرت الوهيت گرداند و با « 8 » هرفرد از افراد انسانى كه در ( * ) حوزهء حراست و حومهء « 10 » حمايت « 9 » او باشد « 11 » نظرى مخصوص كند و « 12 » هريك را به قدر « 13 » استحقاق مباشر مهمى و « 14 » متقلد « 15 » مصلحتى گرداند و استغراق اوقات خويش بمصالح « 16 » بنى نوع از لوازم سلطنت شمرد و در هيچحال از تدبير مهمات و تيسير « 17 » معضلات ايشان غافل نباشد چه پادشاه را « 18 » اشتغال بملاذ « 19 »
هامش
( 1 ) - ث : مرتبه
( 2 ) - ت : و - افزوده شده
( 3 ) - ت : گردانيده
( 4 ) - ت : حذف شده
( 5 ) - ت : عواه
( 6 ) - ب ث : تا بجميع
( * 7 ) - ت : و آوحاد ، ث : حذف شده
( 8 ) - ث : يا
( * 9 ) - پ : حوزه و حمايت و حومه و حراست
( 10 ) - ث : حموه
( 11 ) - پ : امذه ، ث : باشند
( 12 ) - پ : حذف شده
( 13 ) - آ ب : بر قدر ، پ : برقرار
( 14 ) - پ : حذف شده
( 15 ) - ث : بقلد
( 16 ) - آ : بمصامح
( 17 ) - ث : تيسر
( 18 ) - ت : از
( 19 ) - ث : اشعال