« * 1 » كند تا « 2 » اگر امير « 3 » را افعال خير فراموش شود وزير با ياد او دهد و اگر او را خيرى بر زبان رود وزير در اتمام آن ممدّ و معاون او باشد و وظيفه نصيحت فرونگذارد و اگر غير آن خواهد « 4 » حق تعالى آن امير را نايبى بدسيرت دهد تا عمل خير با ياد او نيارد « 5 » و اگر امير خواهد كه به عمل خير مشغول شود وزير معاونت او نكند و اين بيت از زبان وزير نيك درين مقام مناسبتى تمام دارد « * 1 »
« * 6 » مرا چو نيك تو جويم « 7 » كه « 8 » بد تواند گفت * مرا چو خير تو خواهم چه خوف از اشرار « * 6 »
و حجة الاسلام غزالى « 9 » طوسى ( * ) رضى الله عنه « 10 » جهت سلطان سعيد ملكشاه طاب ثراه و حكيم ابو « 11 » على بن الهيثم « 12 » رحمة الله عليه « 13 » نيز « 14 » جهت بعضى از ملوك و سلاطين عصر خويش مواعظ و نصايح نوشتهاند و ان را مدوّن گردانيده و اكنون در ميان مردم با ديگر نصايح
هامش
( * 1 ) - ( * 1 ) - پ ث : حذف شده . در نسخههاى - ت ث : بعد از - تمام دارد - شعر - افزوده
( 2 ) - ت : حذف شده
( 3 ) - ت : اميرى
( 4 ) - آ ب : باشد
( 5 ) - آ : نياورد ، ت : ندهد و نياورد
( * 6 ) - ( * 6 ) - ب : حذف شده
( 7 ) - ت : خواهم
( 8 ) - ت : لا
( 9 ) - ب : عرالى ، پ : عزالى
( * 10 ) - ت : رحمه الله ، ث : رحمة الله عليه و رضى عنه
( 11 ) - ت : حذف شده
( 12 ) - ب : الهشم
( 13 ) - پ ت ث : حذف شده
( 14 ) - ت : حذف شده