تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1076

مساهمون:

ص١٠٧٦
آنها را بباغ شاهى كه در درب سراب واقعست برده آن حوض را انباشتند و هر كس كه گستاخى در سركار آنحضرت كرد و تصرف در اسباب . . . ص 899 س 4 : عليه اللعنه خود را منسوب ساخت و به جهت آشنايى غايبانه كه در آنمرتبه كه عبد اللّه خان به محاصرهء مشهد مقدسه آمده بود بمراسلات به ميانهء ايشان بهم رسيده بود چون مولانا را به مجلس او حاضر ساختند صحبت مولانا او را خوش افتاد و باز حكم به عدم قتل او نمود اما از آنجا كه تعصب بخارائيان و سوختها و اهل بغى و عصيان است هجوم عامى بر سر عبد اللّه خان آورده چيزها مذكور ساختند عبد اللّه خان بالضروره ملجاء شده حكم بقتل آنحضرت فرمود . آن جماعت ضالهء مضله بعد از قتل بسوختن آنحضرت اتفاق كردند هرچند سعى نمودند اصلا آتش در اعضاى پاكيزهء آن بزرگوار اثر نكرد و شب بميان درآمد همچنان در ميان آتش و خاكستر او را گذاشتند و پراكنده شدند . اتفاق ، شيعهء مؤمنى همان شب بدن مبارك آنحضرت را از ميان خاكستر بيرون آورده به منزل خود برده و غسل و تكفين نموده به امانت گذاشته و اين نقل از [ صحيح ] القولى عدلى استماع افتاد . اما بعد از آن مشخص شد كه آنحضرت را به مشهد مقدس معلى نقل نموده يا همانجا مدفون ساخته يقين است كه آن شهيد ثالث بمرافقت قافلهء « الا ان اولياء اللّه لا يموتون و لكن ينقلون من دار الى دار » به منزل
« ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ »
« 1 » باز بدان آستان عرش نشان رسيده‌اند و از اغذيهء صالحهء
« وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ »
« 2 » مزاج لازم الابتهاج را منبسط گردانيده‌اند رحمة اللّه عليه و ساير الشهداء قوت روح حاصل كرده با حريفان بزم
« إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً »
« 3 » از نوشيدن جرعهء جام مسرت انجام . . . ص 901 س 10 : آن عارضه ممتد شد عجب حالت حيرت فزايى و مشكل قصهء دهشت افزايى . ذاتى كه سلامت همه آفاق در سلامت اوست ، از كسوت صحت عارى ماند و وجودى كه نظام سلسلهء وجود از ميامن عدالت او سمت انتظام يابد داشت از حليهء اعتدال عاطل گشت . اطباء حاذق جمع آمدند و نواب عليهء عاليه بيگم به ترتيب ادويه و وظيفهء معالجه مشغول بودند . اما از پرتو عقيدت آن صاحب دولت ميدانستند كه قانون شفا جز از دار الشفاء
« وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ »
« 4 » چشم نتوان داشت و هر دارو كه به طبيب لطيف
« اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ »
« 5 » در مطبهء
« وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ »
« 6 » سودمند نيايد فرموده طبيب دلها و حبيب خدا صلى اللّه عليه و آله « و دواء امراضكم بالصدقة » پيش نهاد همت ساخته دست تصدق كوچك و بزرگ از سر اخلاص برگشادند و به مزارات شريفه و مواضع متبركه ولايت رى نذورات و صدقات فرستادند . فقرا و مساكين را تصدقات دادند و به ميامين دعوات صالحه كه صافى دلان و گوشه‌نشينان از براى اصلاح كار جهان و جهانيان مواظبت مينمودند به ظهور پيوست و صدقات و زكوات كه . . . كارگر آمد مزاج همايون روى به صحت نهاد :
هامش
( 1 ) - سوره 15 آيه 46 ( 2 ) - سوره 56 آيه 21 ( 3 ) - سوره 5 آيه 76 ( 4 ) - سوره 17 آيه 82 ( 5 ) - سوره 42 آيه 19 ( 6 ) - سوره 26 آيه 80
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1076 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى