كه شادى آن جاودانى بود * نه چون اين غم آباد فانى بود
ص 878 س 12 : شاملو نموده . . .
برآمد ز شور سپه رستخيز * نبد غازيانرا مجال گريز
ص 878 س 17 : كفن شد . از صحيح القولى استماع افتاد كه سواى لشگر قزلباش از مردم شهر و بلوكات تا ده هزار نفس بدست آن جماعت در آن شهر كشته شد . شعر :
بسى ديدم درين گردنده دولاب * نديدم هيچ دورش بر يكى آب
اگر خورشيد يكساعت بلند است * زمانى ديگر از پستى نژند است
چو حال اين است شوبا داده خورسند * مجو آزار بهر خوردهء چند
ص 879 س 20 : درآورد و هم در شهر رجب المرجب سنه مذكوره در بلدهء بخارا اعلامى مولانا ميرزا جان شيرازى كه از علماء متبحر بود رحلت نمود و هم در آنجا مدفون شد مولانا در فضيلت جامع علوم حكمى و رياضى و كلامى و طبيعى و اصول بود و انواع فضايل و كمالات را حاوى گشته گوش و گردن ايام به جواهر فضايلش مزين مىنمود . بيت :
ز درك عالى علمش عيون مدركه قاصر * ز كنه آيت فضلش نفوس ناطقه مضطر
از جمله تصانيفش آنچه در ايران قبل از رفتن توران در سلك تحرير درآورده بود حاشيه بر اثبات واجب جديد علامهء دوانى ، حاشيه بر حاشيهء خطائى ، حاشيه بر حاشيهء مطالع ، حاشيه بر حاشيهء تصديقات مطالع ، حاشيه بر شرح حكمت العين ، حاشيه بر حاشيهء قديم علامهء دوانى كه مولانا حيفى نوشته و آنچه در ماوراء النهر تصنيف نموده حاشيه بر مطول ، حاشيه بر شرح مواقف ، حاشيه بر مبحث حال شرح جامى بر كافيه ، مجموع دوازده مجلد است . وى از جملهء شاگردان استاد العلماء خواجه جمال الدين محمود شيرازى بود عمرش از شصت سال تجاوز كرده بود . . .
ص 880 س 1 : جاووانى كشيد شرح حالات مولانا كما هى در تذكرة الشعراء شاهى مذكور ساخته . . .
ص 880 س 21 : كو كلتاش كه از مخصوصان و معتمدان او مىبود و منصب عالى صدارت هم داشت . . .
ص 881 س 22 : از سلطنت عراق و آذربايجان و فارس و كرمان بود و سال نهم از سلطنت خراسان بود در آن روز . . .
ص 882 س 13 : ورامين جهت احتياط كه به خراسان نزديكتراند و قلعهء مذكوره استحكام تمام دارد در آنجا . . .
ص 883 س 1 : گفتار در ذكر قتل مرشد قلى خان چاوشلو و محمد خان تركمان و بعضى وقايع نمايان . چون از هرگونه علامات و ادله محقق گشت كه مرشد قلى خان در مقام مكر و غدر و حيل و تلبيس و ظلم و تذويرات است ، شاه جهانپناه را به حكم وجوب دفع ضايل كه در شرع ثابت شده ضرورت گشت كه در تدبير كار او سعى نمايد .