تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1065

مساهمون:

ص١٠٦٥
ص 836 س 6 : و خود با ملازمان خود سوار شده پنج دروازهء قم حراست نمود چهار را بست و يكى را گذاشت كه آمدن غازيان از آنجا باشد چون شب از مردم شهر و محلات جمعى كثير را بمرحلهاى بارو فرستاد آنشب تا صباح با مردم قم و جماعت قم كشيك داشت . صباحش مرشد قلى سلطان كه در حوالى آستانهء مقدسهء منورهء معصومه سلام اللّه عليها او را با فرزندان در آن روز جناب مولانا آقاجانى متولى سركار آستانهء مقدسه با حضرت ميرمخدوم قاضى القضاة قم . . . ص 836 س 7 : در اين اثنا خبر رسيد كه نواب جهانيان كامران صاحبقران عليقلى سلطان حاكم قم را رخصت داده بود كه بعراق آمده بعضى ايل و الوسات غازيانرا كه در شراه و فراهانند جمع نموده بدرگاه رود سلطان مشار اليه را در زنجانرود گذاشته‌اند . مشار اليه از سلطانيه بولايت شيراز روانه شد . مرشد قلى سلطان شاملو و هفتاد نفر ديگر از تركمانان با وى مىبودند او را سردار لشگر ذو القدر و اهل قم نموده صد كس ديگر از ذو القدر و مردم خود و از قم سان داده فرزندان عليقلى سلطان و مرشد قلى سلطان بنارين قلعه برده بر هر كه از تركان كه محل اعتماد بودند فرزندان ايشانرا داخل نمودند و هر دروازه را به ذو القدريان و شاملويان سپرده بر در نارين قلعه كس اعتمادى نيز تعيين نمود و بر مردم شهر و محلات آدم قسمت نموده مقرر شد كه تمامى حصار و مرحلها را تا صباح محافظت نمايند و از سر شب تا صباح مرشد قلى خانرا سوار كرده دورهء شهر را از درون حصار گشته طريق جرأت كشيك مرعى مىشد . اتفاقا مولانا آقاجانى كه برساله رفته بود با زن در اصل مولانا از حزب تركمانان بود و با محمد خان و طوايف ايشان تبريزى داشت ( ؟ ) ترك سفارت و نمك‌خوردگى اهل قم را گذاشته مرغبات در آمدن تركمانان بقم كرد . خان روز دوشنبه 11 شهر محرم از آنجا كوچ كرده يكفرسخ را پيش نشسته بمراغه طيب و طاهر آمد و مولانا از درب رى به شهر داخل شده بعضى از مردم كه بر دروازه و پشت حصار به محافظت اشتغال داشتند بايشان رسانيده كه شاهزاده حمزه ميرزا را شهيد كرده‌اند و شما به عبث هرزه كارى مكنيد و حريف تركمانان نمىشويد اولى آنست كه در پى كار خود برويد . چون مولانا را منزل در بيرون شهر بود يقين كه چون مرتضى قلى خان و تركمانان به آستانه ميرفتند مشار اليه ديگر فساد و تحريكات ميكرد غازيان شاملو و ذو القدر صلاح وقت در آن ديدند كه مولانا آقاجانى را با ساير تركمانان كه درين . . . « 1 » بودند مثل ابو المعصوم ميرزاى موصلو و طهماسب قلى بيك عمزادهء او و زينل بيك [ كرد ] « 2 » و قريب ده پانزده نفر از تركمانان ملازم امراى تركمان بحرمت و عزت هرچه تمامتر در خانهاى واقعه در قلعه نشانده از يراق جنگ ايشانرا عارى داشتند و خدمات ميكردند تا معاملات مشخص شود . القصه كه روز ديگرش مرتضى قلى خان با اجلاف و اوباش تركمان بقم آمدند و در جوار مزار حضرت معصومه عليها الصلاة و التحيه مأوا گرفتند و ملازمان ايشان بدر باغ هارونى و ساير باغات قريب بآستانه خيمه زده ارادهء يورش شهر نمودند . ص 837 س 17 : به رسالت فرستاده امير اسماعيل مختار ساوجى وزير وى مرد داناى
هامش
( 1 ) - ناخواناست ( 2 ) - لن : دوكر
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1065 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى