چنانچه بعد ازين شرف عرض خواهد يافت واقع شد و آمد و رفت به خراسان بشآمت اوزبكان بىايمان قطع گرديد و در تاريخ عشر ثالث محرم الحرام اودئيل سبع و تسعين و تسعمائه بطارم رفته نعش مبارك آنحضرت را كه از هم ريخته بود در كيسهء متقالى سفيد نهاده و در صندوقى تازه نهاده نقل به دار المؤمنين قم نمود و در شب جمعهء دوازدهم شهر صفر آنحضرت را بآداب و قاعده مقرر بروضهء مقدسهء مطهره حضرت معصومه صلوات اللّه عليها درآورده بر گرد ضريح مبارك ايشان در صفه و در آستانه بر جانب شرق نهاده شد و تصدقات و خيرات فرموده و آش حلال كشيدند .
له الحمد و المنه كه حسب الوصيه آن خدمت را بتقديم رسانيد چه ارض قم در شرافت همچو آستانهاى مقدساتست و باسناد صحيح از حضرات ائمه معصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين مرويست كه اموات را به بيت المقدس محشر و منتشر بود اما مردم خطهء قم كه مدفونان و مردگان ايشان را در آن مكان در قبر محاسبت كنند از قبر نخست برند و اموات آن بلده مغفورند . سه سال و هشت ماه نعش ايشان در طارم بواسطهء انقلاب زمان مانده بود اما معاملهء صدارت نواب ميرتاج الدين محمود كه سابقا عرض شد چون احكام مطاعهء شاه و شاهزاده باخلاع فاخره بدار المؤمنين كرمان رسيد آنحضرت در فكر آمدن بودند بواسطهء رسيدن محصولات و ترتيب لوازم اسباب و يراق آن منصب عظمى چند روزى توقف داشتند و يك مرتبه از تسلط و استيلاى بكتش خان افشار كه در آنملك دم از مخالفت اين دولت ميزد انديشه ناك و ملاحظه داشتند تا آنكه قضيهء نواب شاهزادهء عالميان سلطان حمزه ميرزا روى نمود چنانچه بعد ازين شرف عرض خواهد يافت بعد ازين حادثهء بكتش خان شروع در طمع از سركار ايشان نموده اكثر املاك ايشان خصوصا فرميتن را كه در ايام صدارت خريدارى نموده بودند با باغ باجگاه و غيره بعنف گرفتند و بعد از قتل بكتاش خان اوزبكان بكرمان آمده انواع « 1 » . . . بدانحضرت راه يافت و شرح آنها در محلش ايراد خواهد يافت انشاء اللّه وحده العزيز و هم درين سال محمد بيك برادرزادهء ميرزا كافى منشى اردوبادى كه منشى نواب شاهزادگى سلطان حمزه ميرزا بود بجوار رحمت ايزدى پيوست و در تاريخ فوت او مولانا آصف اردوبادى چنين گفته :
حضرت شمسا ز جهان خراب * رفت به صد محنت و اندوه و غم
[ پيك ] اجل نامهء عمرش دريد * زد بسوى عالم عقبى قدم
رفت ازين عالم فانى دريغ * با دل پر حسرت و با . . . « 2 »
آصف دلخسته بتاريخ گفت * حيف از آن منشى زرين قلم
بعد از محمد بيك منشى انشا را به ميرزا خان ولد ميرزا كافى كه در آن ايام وزير قورچيان نواب شاهزادهء عالميان بود داد و وزارت قورچيان شاهزادهء عالى را به جناب ميرزا جان بيك شفقت كردند
ص 814 س 13 : راقم اين نسخه چنانچه سبق ذكر يافت نعش شريف ميرشمس الدين محمد صدر را برداشته در ركاب ظفر انتساب روان شد .
هامش
( 1 ) - ناخواناست
( 2 ) - ناخواناست