ولايت مكان توام باشد ضميمهء ساير مكارم و تلطفات و علاوهء ديگر مراحم و تفقدات فرموده مقرر فرموديم كه چون بموجب حكم جهانمطاع كه سابقا عز اصدار يافت جمع رقبات سيادت و صدارت پناه مومى اليه كه بسيورغال مقرر شده بلا مبلغ بسيورغال آن نقابت و افاضتپناه مقرر است هر تفاوت و نودرآمديكه در سر كار املاك و رقبات آن نقابت منقبت و اولاد امجاد عالى منزلت كه در مملكت كرمان واقع است بوده باشد خواه رقبات و املاك قديمى كه به سيورغال مقرر دانسته داخل سياهه جمع و بازديد ننمايند و دانسته به سيورغال ابدى و احسان سرمدى مؤكد بلعنت نامه مقرر شناسند و اصلا از بابت تفاوت و نودرآمد اطلاق و حوالتى بر آن سركار ننمايند و قلم و قدم كوتاه و كشيده داشته به ميزان تفاوت و نودرآمد اصلا در بازديد سركار آن سيادت و صدارتپناه مدخل نسازند و پيرامون نگردند و از حكم بازديد آن را مستثنى دانند و به حكم نقيض اين معنى مستمسك نشده بهر مضمون كه خلاف اين حكم باشد در پروانجات سابق و لاحق كه هر كس حاصل نموده باشد يا نمايد معتبر دانند . بعهدهء حكام عظام دار الامان كرمان و عمال و متصديان مهمات ديوان و متكفلان اشغال سلطانى كه در اين باب غايت اهتمام بجاى آورده در امضاء و اجراى اين حكم همايون كه با المشافة العليه صادر شده كوشيده مطلقا مجال تخلف احدى از مدلول لازم الاذعان قضا جريان ندهند و به هيچوجه من الوجوه مساهله جايز ندارند و هر ساله حكم مجدد نطلبند مستوفيان عظام كرام ديوان اعلى رقم اين عارفه را در دفاتر خلود ثبت نموده از شابيهء تغيير و تبديل و استرداد و انسداد محروس و محفوظ شناسند در اين ابواب قدغن عظيم لازم دانسته بهيجوجه من الوجوه از فرموده عدول نجويند و تخلف نورزند
« فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ »
« 1 » كتب بالامر العالى الاعلى لازال نافدا مخلدا فى شهر جمادى الثانى قوىئيل احدى و تسعين و تسعمائه بدار السلطنه هراة حميت عن الافات » . « 2 »
القصه كه نواب مير در تمامى ايام صدارت فايده بسيار و زر بيشمار به سادات و علماء و صلحا و مشايخ و فقرا و ارباب استحقاق رسانيد و شاه سكندر شأن او را مختار على الاطلاق نموده بودند كه هيچ امرى را موقوف به عرض اشرف نداشته به رأى صوابنماى خود عمل نمايد و در داد و ستد موقوفات و نذورات و تعيين مناصب شرعيات قدرت تمام داشتند در هيچ زمانى صدرى با استقلال ايشان نبوده اخلاق حميده و اوصاف پسنديدهء آنحضرت همچنانكه در ماليات و تفويض مهمات لا در زبان نواب اعلى هرگز نبود به هماندستور در ايشان نيز هم رد هيچ ملتمسى نميشد .
فضايل و كمالات آنحضرت زياده از آنست كه عرض توان نمود يا در نسخها عرض كرده در حيز بيان و نمط تسطير گنجد . وى جامع منقول و معقول بودند و حاوى فروع و اصول گشتند . در ايام صدارت يكدم بىمطالعه و مباحثه نبودند و تتبع علم اصول و فقه و حديث و بعضى از اقسام رياضى و حكمى نمودند و در جميع علوم و فنون خصوصا علم عربيت و كلام صاحب فن و قادر و ماهر گشتند و در عبارت و انشاء و كيفيت به انشاگرى بيش از منشيان دانا متبحر بودند و خط
هامش
( 1 ) - سوره 2 آيه 181
( 2 ) - ناخواناست