تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1048

مساهمون:

ص١٠٤٨
پادشاهانه ممتاز و سرافراز ساخته اول خانى كه در ميانهء امرا تعيين كردند مشار اليه بود او را خان لقب فرموده خواف و باخرز را بدان حاكم عادل عنايت كرده رخصت رفتن بالكاء ارزانى داشت و بعضى ديگر را فراخور حال بمواجب و انعام مفتخر و سرافراز ساخت و هر كس را بشغل و خدمتى مأمور گردانيد . رباعى :
تأييد الهيش چو ياريها كرد * عالم بگرفت و كامرانيها كرد
هر بنده كه در ركاب او روزى رفت * بر مركب فدر سرفرازيها كرد
چون مجارى امور سلطنت بر وفق مرام انجام و انتظام [ يافت ] همت كيوان رفعت آن اعليحضرت در آبادى و معمورى و كثرت اهالى خراسان عموما و از مشهد مقدس خصوصا كه دار السلطنه ساخته بودند بمرتبهء رسيد كه مشهد مقدس با منقبت . . . جامهء رشك در رود نيل زد و به يمن معدلت آن سپهر منزلت خراسان رشك ربع مسكون گرديد . ص 797 س 12 : و اسماعيل خان شاملو به خانهاى عليخان بيك و كامران بيك اوحدى كه سابقا نواب صدارت‌پناه شمس الاسلامى ميرشمس الدين محمد صدر مىنشست نزول نمودند و نواب صدارت‌پناه مشار اليه در خانهاى ميرزا عبد السين كه در خيابان و برابر قلعه مظفريه واقع است نشستند . ص 797 س 19 : مانده بود در اين زمستان اكثر جاها را به حال نشستن و عمارت باز آوردند . ص 797 س 21 : و درخت‌ها و باغات را تمام انداخته بودند و سقف‌هاى خانها را با اكثر ديوارها به گمان دفينه شكافته بودند . ص 798 س 2 : و امراى مذكوره همه روزه و هر شب باتفاق ملازمان خود در سبيه ساختن و نقب زدن به قلعه بودند . ص 798 س 2 : و امراى بزرگ از اطراف و جوانب قلعه همه ترتيب سيبه خود داده . . . ص 799 س 3 : و روزگار جهت دفع عين الكمال اينچنين خط بر صحيفهء ليل و نهار كشيد . ص 801 س 1 : و ياغى گردد چون اهل قم و عمال آنجا ازين مقدمه آگاه گشتند . . . ص 801 س 2 : دست ظلم و بيداد و دست‌انداز گشوده بهركه گمان چيزى داشت او را از آن عارى ساخت . ص 802 س 7 : حكم مذكور را ميدهد چون در حكم مذكور باسم امت خان مخالفت محمد خان و امرا منظور بود امرا از اين در خشم شدند كور حبيب مقارن اين . . . ص 803 س 12 : كه شاه و شاهزاده از سر خون ايشان در گذشته بدستور بپاى بوسى ايشان مشرف گشته در سلك غلامان منخرط باشند التماس ايشان نزد شاه جهان و شاهزادهء عالميان . . . ص 803 س 16 : بولايت آلان و براغوش و اهر و تومان مشكين و آن حدود . . .