تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1045

مساهمون:

ص١٠٤٥
ص 785 س 14 : و همچو شير عرين او را در ميان گرفته التماس نرفتن مينمودند و امرا انتظار سرحد ميكشيدند چه در آن ايام نافرجام هنوز لشگر گنجه و قراباغ باردوى همايون ملحق نگشته بودند و بيست هزار تركمان و تكلو بيك قلم در عراق بودند . ص 785 س 17 : و هر كس را برمىخوردند او را به قتل مىآوردند و سرش از تن جدا كرده همراه مىداشتند . ص 787 س 6 : چون غازيان از توجه روميان واقف شدند تمكين خود را از دست ندادند چه ميدانستند كه لشگر گران در عقب خواهد بود پاى ثبات در جاى خود انداخته . . . ص 787 س 16 : طالبان با نام و ننگ و بهادران با فرهنگ بميدان جنگ درآمده زلزله و غلغله و ولوله در زمين و زمان انداختند . ص 788 س 11 :
چون علم روم نگونسار شد * باعث برگشتن سردار شد
ص 789 س 9 : پس از آن دست به نهب و غارت برگشادند و هرچه اسم مال از صامت و ناطق بر آن افتد تاراج نمودند و يك سقف را درست نگذاشتند و قطع جميع اشجار باغات كردند . اكثر عمارات عالى و مساكن و اماكن را مصدوقه
« إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها »
« 1 » مشاهده افتاد و قضيه . . . صورت حال پيش آمد . ص 790 س 7 : و در اين باب تاريخ مولانا مرتضى اردوبادى المتخلص به آصف چنين فكر نمود . شعر :
چو عثمان ثانى فرعون سك بود * بناى ظلم را گرديد بانى
جهنم را مقام خويشتن ساخت * ز بد كردارى و بد زندگانى
چو سال فوت آن ملعون بجستم * خرد گفتا كه گو « فرعون ثانى »
ص 792 س 7 : روميان در ميان ديوار بستها و باغات جمع شده عرابها را بر دور خود بطريق حصار نصب نمودند . ص 792 س 12 : در عقب و ميان شتران شروع در تفنگ انداختن نمودند . ص 793 س 14 : فرخ‌فال يعنى تخاقوىئيل كه سال ششم است از سلطنت آن بر گزيدهء خالق افلاك و انجم در دار السلطنهء هراة به عيش و خوشدلى گذرانيده در خلال اين احوال . . . ص 793 س 12 : گفتار در محاربهء اهل دانش و بينش و واقفان كارخانهء آفرينش چون فروغ آفتاب جهانتاب روشن و بسان لمعان صبح صادق مبين است كه قادر مختار عز شأنه هرگاه دولتمندى را خواهد كه بعلوشان و سمومكان در مقر سلطنت متمكن سازد و تاج و هاج سلطنت و شهريارى را بفرق فرقدساى او بر افروزد و جهانيانرا در ظل رأفت و عدالت او باز دارد او را به تباشير صبح دولت و مبادى ايام سلطنت به طرف تشويشات و فنون واقعات پرورش دهد تا آن
هامش
( 1 ) - سوره 99 آيات 1 و 2