از سلطنت و پادشاهى ممالك خراسان آن خسرو گيتىستان بود گذرانيدند عليقلى خان شاملو و بعضى امرا و تابينان و آقايان شاملو بدستور در خدمت اشرف گذرانيده و لوازم و مراسم پادشاهى را به عمل آوردند . اما احوال عراق چون اعتماد الدوله . . .
ص 724 س 19 : بيست تومان مالوجهات رقبات قزوين مالوجهات چهارده معصوم صلوات اللّه عليهم اجمعين را به سيورغال . . . . .
ص 724 س 22 : مدفون شد . شاهزادهء صاحبقران با تمامى خانان و ميرزا سلمان به تشييع جنازهء او حاضر گشتند . و هم در اينسال . . . .
ص 725 س 3 : ميرزا محمد منشى كه از آذربايجان و عراق مأيوس گشته به مهمات بخراسان رفته و در آنجا او را دخلى نداده نااميد باز به عراق آمده و مرغبات جهت رفتن نواب شاه و شاهزادهء عالميان بخراسان به اعتماد الدوله گفته ايشان را بيرون خراسان تحريض نمود . اول قرار مهمات برفتن خراسان . . .
ص 726 س 9 : . . . از دامغان اردوى همايون در حركت آمده متوجه بسطام شد .
چون قبل ازين سمت تحرير يافت كه شاهوردى . . . .
ص 726 س 20 : دفن نمودند و ميرزا نظام ولد اعتماد الدوله از جانب نواب صاحبقرانى به جهت تكفين و تجهيز او مأمور گشتند بدين خدمت اقدام نمود . بيت :
خود كشتهء حافظ را خود تغريه ميدارى
پس از آن بواسطهء آمدن امراى تكلو در سر منزلى توقف واقع ميشد چون لشگر گران همراه اردوى همايون بود از راه . . . رفتن دشوار و صعب مىنمود . . .
ص 727 س 1 : چه مقدار لشگر قدرت بر مقاومت دارند . يا نه چون بر ايشان ظاهر شد كه لشگرى گرانست و باز انتظار امراء تكلو و افشار كرمان و ذو القدر شيراز مىكشند و روز بروز عسكر ميرسد . . . .
ص 727 س 3 : الكاء خود . . . چون زمستان نزديك است و اين لشگر يكدل و يكجهت در گرفتن قلاع نخواهند بود زود ضايع ميشوند در بهار باز بر سر ايشان مىرويم . . .
ص 727 س 24 : سرافراز شد و نيشابور هم به تصرف اولياى دولت درآمده ميرمحمد يوسف ولد ميرشاه حسين و . . . نيشابورى قلعهء تاباد را كشيده از اولياى دولت عباس شاهى شد . چون اردوى شاهى دو روز در سبزوار . . .
ص 728 س 16 : قلعه آمدند . . . مرشد قلى خان در چهار كنج قلعه سايهبانها را بر افراشته بر بالاى در قلعه تير سايبانها زده مردم خود را در برجها قرار داده خود در مقام مجاهده و مدافعه درآمد . خانان و امرا چون اختيار اطراف و جوانب قلعه نموده دانستند كه گرفتن آنچنان قلعه بدينگونه كه امرا مشوش باشند و كار ايشانرا ميرزا سلمان پيش گرفته ميخواهد كه اين تسخير و فتح به نام او مذكور گردد . بيت :