و القاب گرامى آن عالميان پناهى خواند احكام و نشان پادشاهى مشحون به طغراى غراى منشيان عطاردنشان در قلم آورده اول نشانى كه نوشته به مرتضى قلى خان پرناك به مشهد مقدس فرستاده او را استمالت داده طلب فرمودند . . . . . در سلك خانان منخرط ساخته مشهد مقدس به همان قاعده به تيول او مقرر باشد . مرتضى قلى خان مراسم تعظيم و تكريم حكم و قورچى بجاى آورده بالضروره بواسطهء تعصب اويماقيت و اينكه ميانهء تركمانان و شاملويان مجددا چند خون عظيم واقع شده بود اعتماد نكرد چون ميدانست كه امراء در خانه شاهى بغايت مسلط و قوى و شاه عالى در دست ايشان و خورد سال است از رفتن ابا نموده در مقام معذرت درآمد . خانان شاه عالميانرا برداشته روانهء مشهد مقدس معلى مزكى شدند . چون لشگر بىحد و قياس . . . . .
ص 712 س 22 : موافقت نموده چون سابقا تكلو و روملو بر سر هم بودند و اكنون تركمان و تكلو يكى شده او نيز به جهت تعصب اويماقيت در بلدهء نيشابور را نگشود و اطاعت ننمود چون زمستان سخت بود چندان به تسخير آنولايت التفات ننموده متوجه سبزوار گشتند و سبزوار را گرفته به قباد سلطان دادند و تكلويان گريخته بعراق رفتند و ولايت اسفراين و ترشير خود در دست امراى استاجلوى عباسى بود تمامى ولايت . . . سبزوار . . . . به قباد سلطان دادند و تكلويان گريخته به عراق رفتند .
ص 713 س 1 : نيشابور و تون كه او را نيز سلمان خليفه تركمان ولد سهراب خليفهء بايندر داشت ، گرچه همشيره مرشد قلى خان زوجهء او بود اما او نيز تبعيت مرتضى قلى خان نمود احكام استمالات نوشته فرستادند و امرا بالتمام رخصت انصراف داده هر كدام بالكاء خود رفتند و اتمام قشلاق آنسال را بدار السلطنهء هراة رفته قرار گرفت . پيش ازين مرتضى قلى سلطان حقيقت حالات را كماهى نوشته بدرگاه نواب شاهى و نواب شاهزادگى صاحبقرانى حمزه ثانى عرض نمود .
قاصد وى اين اخبار وحشت آثار را به ييلاقات بازارچايى به اردوى . . . بدرگاه . . . نواب شاهى و نواب شاهزادگى صاحبقرانى سلطان حمزه ثانى عرض نمود . . . اين اخبار . . . همايون رسانيد .
حكم پادشاه سكندرشان عز اصدار يافت كه برخى از امراء تركمان و تكلو خصوصا اوردوغدى خليفهء تكلو و على سلطان برادر مسيب سلطان و ملازمان ولى سلطان حاكم همدان بسركردگى محمد خان مصاحب و بعضى از امراء شاملو مثل اسمعيل قلى سلطان و قورخمس سلطان و غيره ذلك بخراسان رفته . . .
ص 713 س 15 : . . . . بدامغان رسيد . . . خبر سلطنت شاه سليمان حشمت در خراسان شنيد .
ص 714 س 14 : . . . مسئلهدان بود و كتاب ارشاد فقه مسئله مىنمود و احتراز و اجتناب از چيزها كرده هميشه بوسواس و تفدى گرفتار بود .
ص 714 س 21 : سرافراز گشتند و همچنين نوروز اين سال شاه جهانيان و ظل سبحان شاه
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1024
مساهمون: قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى
ص١٠٢٤