جلوس شاهزادهء صاحب قران بر سرير تخت سلطنت خراسان بتأييد ملك مستعان . موافق امور و كاشف ما فى الصدور مناسبت هر امرى كه در فطنت هر فطنتى و صاحبدولتى ابداع نمايد همگى همتش را بر آن مصروف داشته اسباب و ادوات آن آماده و مهيا گرداند . بيت :
زير ايوان چرخ بوقلمون * كل امر بوقته مرهون
تا آن وقتى كه از براى ظهورش مقرر گشته درنرسد مقصود كارگر نيايد غرض از تمهيد اين مقدمات و تسطير اين مقالات ذكر سلطنت و پادشاهى آن نوباوهء بستان ظل آلهى است كه چون در جبلت بىعلت آن مهر سپهر سلطنت و حشمت و آن آفتاب . . . مناسب كشورستانى و جهانبانى بيشتر مأخوذ بود از روزى كه آن خورشيد طلعت بهرام منزلت بوجود آمد همگى همت شاهجنت مكان عليين آشيان و شاهزادهء عالم و عالميان چنانچه سابقا شرف تقرير يافت و ديگر همت و دعاى همگنان از ترك و تاجيك و دور و نزديك مصروف بر پادشاهى آن عالمپناهى و با وجود آنكه نواب شاهزادگى صاحبقرانى سلطان حمزه ميرزايى . . . . برادر بزرگتر بود و ولايت عهد به او نزديكتر مىنمود ، شاهى اين شق ارجح و اقوى بود . . . جامهء سلطنت و پادشاهى بر قد بلند اختر آن والاگهر دوخته بود و اظهار آن تا غايت و تمكن بر تخت سلطنت موقوف . . . مشيت و قرار يافته . . . مىبود لاجرم درين ايام فرح انجام عليقلى خان شاملو لله و جميع آقايان و . . . طبقه جليليهء شاملو و ساير غازيان و امرا و تابينان از طوايف استاجلو و قاجار كه در ركاب ظفر [ آيات ] بودند همه يكدل و يكزبان در پادشاهى . . . گشته آن صاحب قران را برداشته شايسته و بايسته پادشاهى جهانبانى دانسته از دار السلطنهء هراة بيرون آوردند و سر بر انقياد و فرمان حكم او نهادند كس از عقب امرا [ مثل ] فولاد خليفهء شاملو كه حاكم سر كار قايين . . . .
ص 712 س 3 : بر تخت سلطنت نشانده . . . منجمان حاذق و اخترشناسان صادق اختيار ساعت نموده ، بيت :
بساعتى كه تولا كند بدان انجم * بساعتى كه تفاخر كند بدان تقويم
در روز پنجشنبه پانزدهم شهر جمادى الاخر سنهء مذكوره كه آفتاب در برج اسد بود آن اعليحضرت در سن جد بزرگوارش شاه جنت بارگاه كه بر تخت سلطنت نشسته بود ميرسيد على جبلعاملى . . .
ص 712 س 12 : زمان و زمين . . . و همگنان رسم و عادتى كه در حين جلوس سلاطين متعارف است بجاى آورده است و زبان به ثنا و دعا گشادند و هركرا هرچه مقدور بود نثار و ايثار نمود بيت :
زر و گوهرش بر سر افشاندند * ورا شاه گيتى ستان خواندند
چون شاه عالميان تخت سلطنت را بفر و شكوه همايون زيب و زينت داد ، بشارت سلطنتش در خراسان انتشار يافت تمامى امرا و خانان زبان بشكر بىپايان گشاده و خطبه و سكه بنام نامى