و كتب و فيروزه چينى و اقمشه و اسباب و يراق طلا و نقره و ساير نفايس كرده مدت يك هفته درهاى دولتخانه را بر پشت بسته شب و روز عرض آن مىديدند و اكثر چيزها و اجناس را بمساعدت ترك و تاجيك از جمله خواجه عبد القادر كرمانى و غير ذلك مقرر نموده مدعيات خود را خوب ساختند و چيزى در محل نگذاشتند گفتار در ذكر . . . . . . پس ازين راى
ص 702 س 18 : . . . . خورش الاغان و اشباء در آن سفر مانند عنقا شد :
در خانقاه و باغ نه صادر نه واردست * با پير پنبه گشت حريف گران برف
از بس كه سربخانه هر كس فرو فكند * سرد و گران و پى مزه شد ميهان برف
وقتى چنين نشاط كسى را مسلم است * كاسباب عيش باشدش اندر اوان برف
در ميان زمستان امراء و لشگريان بىجسر از تخته پل رود ارس عبور كرد . . . .
ص 705 س 18 : از اكابر و سادات دار المؤمنين قم بود و سالها خدمت آن اعليحضرت نموده بشرف خصوصيت محرميت و مصاحبت سرافراز بود و يكدو مرتبه بوزارت اعظم نامزد شد و تا مبلغ دوازده هزار تومان به جهت سركار خاصهء شريفه عايد ساخته و بكثرت اموال و محصولات و لطافت و ظرافت طبيعت اشتهار تمام در ممالك ربع مسكون داشت بجوار رحمت ايزدى پيوست او را در طوافگاه خلف روضهء مقدسهء مطهره معصومه عليها السلام و التحيه دفن نمودند . . . .
ص 707 س 14 : رهايى يافتند اما نواب كامياب مالك الرقاب خود را از اعتماد الدوله و امراء استدعاى قرار مهم ميرشمس الدين محمد صدر نمود فرمودند كه از سر گناه گذشته او را به من بخشند و در باقى مهمات و معاملات خود . . . .
ص 707 س 19 : يكرو شد با على بيك ولد خليل و اسكندر بيك برادرزادهء او در مقام جنگ و جدال درآمده با ده هزار سوار افشار و پنج هزار كس از لشگر مير جهانگير علايى صفآرايى كرده شكست بر لشگر افشار افتاد و على بيك را بقتل آوردند و اسكندر بيك زخمدار شده و كوهگيلويه مقر آن قلندر گشته . . .
ص 710 س 7 : كوچ را كه نواب عليهء سلطانم در حرم محترم تشريف داشتند با شاهزادهها ابو طالب ميرزا و طهماسب ميرزا و همشيره او ساير حرمهاى اعتماد الدوله و خانان و امراء را گذاشته خود از راه از دم دول متوجه بازار جايى شد . . .
ص 710 س 20 : دفن كرده پس از آن بكربلاى معلى نقل نمودند . . .
رخصت تبريز يافت و از اردوى همايون جدا شده به تبريز آمد . پس ازين قضايا وقوع حوادث چون اخبار فتنهانگيز در باب قتل امراى عظام شاملو و قتل پدر و مادر عليقلى خان شاملو لله و خالوى او در دار السلطنهء هرات به على قليخان مشار اليه رسيد بموجب
« وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ »
« 1 » . . .
ص 711 س 21 : از هراة بيرون آورد كه از سرقدم ساخته حاضر شوند زيب سخن در
هامش
( 1 ) - سوره 28 آيه 3