تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1019

مساهمون:

ص١٠١٩
ص 670 س 12 : مميزى بدستور كه در زمان شاه جنت‌مكانى بمرحومى آقا كمال الدين ندين العباد كرمانى مفوض بود بنواب ميرزا شكر اللّه . . . . . ص 670 س 18 : كه وكيل بودند و اكثر اوقات كه معصوم بيك بمازندران و خراسان و هراة رفته بود بعد از آنكه متوجه سفر حج شد مهر مشار اليه در گردن مير بود و مهر ميزد و حكايات خود معروض ميداشت و بقيهء سنواة كه معصوم بيك مشار اليه در راه حج سعادت شهادت دريافت مير خدمت شاهزادگى سلطان حيدر ميرزا كه در خانهاى معصوم بيك كه للهء او بود تشريف داشت مىكرد و همچنان در مجلس همايون راه داشت در ايام نواب شاه اسمعيل بواسطهء اندك مضايقه در باب آب باغچه و خانهء نواب عليه سلطانم والدهء ماجد آن شاهزاده نموده بود و بيشتر بواسطهء خدمت معصوم بيك و سلطان حيدر ميرزا و خصوصيت معاندان شاه اسمعيل منصوب شده در خانه يادگار بيك يوزباشى روملو محبوس شد بعد از فوت شاه اسمعيل نجات يافته بقم آمده به خدمت شاه و شاهزاده سرافراز شد در وقت رفتن بدار السلطنهء قزوين در بلدهء ساوه . . . ص 671 س 13 : اجمال آنكه از تفصيل احوال مشار اليه آنكه در وقتى كه شاه اسمعيل بر سرير سلطنت متمكن شد و بر فراز تخت سلطنت نشسته چون همشيرهء مير مشار اليه پرى بيكر خانم كه از عليا حضرت خانش خانم همشيرهء شاه جنت‌مكانى بوجود آمده حليلهء پادشاهى مذكور ازو دخترى صفيه سلطان چنانچه سبق ذكر يافت داشت نواب ميرميران بعد از مدتى كه شاه اسمعيل بيرون آمده مشار اليه خلف خود شاه نور الدين نعمت اللّه را به خدمت آن پادشاه عاليجاه فرستاد و خود بعد از ايامى روانهء درگاه شد همانا كه اين معنى قطع نظر از پادشاهى كرده بواسطهء ديگر روابط كه در ميان بود بر خاطر اشرف آن پادشاه عاليشان گران افتاده و در مقام بىالتفاتى درآمده چه در آن ايام تا در حيات بود فرزندانرا نطلبيد . ميرميران چون بحوالى دار السلطنهء قزوين رسيد شاه اسمعيل حكم فرمود كه مشار اليه در حوالى شهر قم توقف كرده داخل شهر نشود تا بهرچه حكم جهانمطاع صادر گردد عمل نمايد و شاه نعمت اللّه ولد بزرگ مير مشار اليه كه در اردوى همايون او را رخصت داده نزد پدر فرستاد اتفاقا مشار اليه چهار پنجماه در قريهء لنجرود كه تا شهر دو فرسخ راهست و در بعضى ايام در مقام با احترام حضرت امام صاحب العصر و الزمان معتكف گشت تا آنكه بتنگ آمده علاجى ديگر نيافت اراده نمود كه به آستانه معصومهء قم كه در خارج بلده واقع است چند روزى بمراسم زيارت اقدام نمايد اتفاقا مقارن آمدن وى بدان حوالى و خبر فوت . . . ص 671 س 18 : خليل اللّه عقد ازدواج بسته مجلس عالى از اجتماع صدور و علما و خانان و وزراء و امرا و اعيان ممالك آراسته صحبتى و جشنى عظيم نمود چون شاهزاده‌ها اولاد عظام در دار العباده بودند صحبت طوى را به محل زفاف انداخت و در همان ايام دوستكام و مقتضى المرام . . . .