ص 656 س 12 : پريخان خانم كه در زمان والد ماجدش شاه غفرانپناه رضوان بارگاه همه وقت ملكهء عصر و مشير آن پادشاه و الا قدر بود . . . .
ص 656 س 19 : . . و مخالفان از اطراف و جوانب سر بر آوردند . القصه كه امراء سالخورده روزگار ديده صلاح در آن ديدند كه اولى و انسب آنست شاهزادهء كامكار منظور انظار حضرت پروردگار سلطان محمد ميرزا را كه پسر بزرگ شاه غفرانپناه است و ولىعهد و اكبر اولاد مىباشد و شاه جنتمكان نيز او را بسيار دوست ميداشت و ويرا نذر حضرت صاحب الزمان و خليفة الرحمن صلوات اللّه و سلامه عليه فرموده بودند و از ساير اولاد امجاد شرف امتياز داده بودند . . .
ص 661 س 6 : از مغفرتپناه ميرزا محمد حكيم استماع افتاد كه شبى از شبها شاه اسمعيل را فولنجى و نفخى عظيم طارى شد و به جهت علاج او گفتم كه كبوتر را سينه شكافته بر موضعى كه درد داشت بنهند مشار اليه به جمعى از مقربان و مخصوصان كه در حوالى و حواشى او بودند اظهار نمود . . .
. . . . هم زبان بوده . . . . چنانچه مولوى معنوى در مثنوى مىفرمايد شعر :
صد هزاران طفل سر ببريده شد * تا كليم اللّه صاحب ديده شد
و كلام حضرت ملك علام تقدس و تعالى مشعر بر صدق آن قولست حيث قال . . .
از قسمت بندگى و شاهى * دولت تو دهى بهر كه خواهى . . .
ص 661 س 15 : قرار گرفتند « الحمد اللّه على احسانه قدرجع الحق على مكانه » و شعراى روزگار
ص 662 س 7 : به منزل خود برد و چون در اصل طبقهء افشاريه در ظل حمايت و رعايت آن در صدف عصمت و طهارت مىبودند و دهده و لله آن عليا حضرت فتحى بيك و سيفى بيك هر دو از معتبران افشار بودند و حقوق نواب عليه بر آن طايفه زياده از حصر و عدد ميشد لهذا اين خدمت بر ايشان مرجوع گشت . مجملا كه از بىاعتبارى مردم زمان امثال اين حكايات غريب و عجيب نخواهد نمود .
ص 662 س 12 : بعز شهادت فايز گشت و آن بانوى كبرى نيز در سلك شهدا و درجهء سعدا منخرط گشت . وى خيره بود و مدد او بسادات و ساير مسلمانان ميرسيد . ولادتش در شهور سنهء ثلث و خمسين و تسعمائه مدت عمرش سى و سه سال نعش آن خاتون عظمى را بعد از تغسيل به آستانهء امامزادهء كبرى شاهزاده حسين عليه و آبائه التحية و السلام برده در جنب سلطان سليمان ميرزا و شاه اسمعيل با مانت دفن نمودند . . . .
ص 663 س 2 : مقرر گشته و داروغگى اصفهان را به مرحومى ميرحسين خان مازندرانى كه نسبت قرابت و خويشى به نواب مستطاب عليهء عاليهء بيگم داشت دادند وزارت نواب جهانبانى كشورستانى كامرانى ميرزايى . . .
ص 663 س 8 : صورت نمىبست . . . وى مرجع و مطاع اهل عالم شده همگنان از خانان