تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1016

مساهمون:

ص١٠١٦
ص 652 س 13 : آمد و شد نبود . القصه . شعر :
ما مىگوئيم و ديگران مىگويند * بيرون ز ارادهء تو چيزى دگر امت
حاصل كه چون سلطان محمود آقا بدار السلطنهء هرات رسيد و حكم را به نظر خان رسانيد خان نيكو اعتقاد بدان خدمتى كه مأمور شده بود آن روز و آنشب را موقوف داشت و . . . ص 652 س 19 : بر طرف سازد . . . غافل از آنكه طايفهء عليهء قزلباش بولايت على ولى اللّه ظهور كرده و دست ولايت كار خود خواهد كرد . رباعى :
سلطان ممالك ولايت على است * شاهنشه كشور هدايت على است
آرى شه دين كاشف اسرار يقين * از من بشنو به صد روايت على است
لاجرم قطع صله رحم و قضيهء بيموجب . . . برو مبارك نيفتاد . . . . ص 653 س 7 : بباد فنا داد
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
« 1 » رباعى :
آنها كه محيط شمع آداب شدند * وز كشف دقيقه شمع اصحاب شدند
ره زين شب تاريك نبردند برون * گفتند فسانهء و در خواب شدند . . . .
ص 653 س 15 : دفن نمودند . . . . شعر :
چو بد كردى مباش ايمن ز آفات * كه واجب شد طبيعت را مكافات
ص 653 س 16 : ملك خداى . شعر :
هر بد كه مىكنى تو مپندار كان بدى * گردون فرو گذارد و دوران رها كند
قرض است فعلهاى تو در پيش روزگار * در هر كدام قرن كه باشد ادا كند
ص 654 س 5 : حاصل شده‌اند يكى فخر النسا بيگم و يكى عليا جناب گوهر سلطان خانم و احوال هر يك از آن درارى اصداف سلطنت در محل خود ايراد خواهد يافت انشا اللّه وحده العزيز ص 655 س 1 : نسيان مىنهادند از صحيح القولى از مشرفان بيوتات آن خسرو حميده صفات استماع افتاد كه در عرض يكسال زياده از صد هزار تومان از سر كار خاصهء شريفه بيرون رفته بمردم عايد شد اما آنچه رفته بود زياده بر آن از پيشكشها و صونك بهم آمده بود . . . ص 655 س 4 : آرميدند امنيت و رفاهيت در ايام او بمثابهء رسيد كه اكثر بلاد كه سواد اعظم و سرحد بود مثل قندهار و هراة و غير ذلك حاكم نداشت و راههاى اطراف و جوانب چنان امن گشته بود كه خورشيدوار تجار طبق زر بر سر گرفته متردد بودند و هيچكس مقيد به همراه و قافله نمىشد . . . . ص 655 س 10 : عادلى مىنمودند . . . و از حكمت و هندسه و تاريخ وقوف تمام داشتند ص 656 س 4 : امرا و اعيان و يوزباشيان و ايشيك آقاسيان و قورچيان و از ارباب قلم نواب ميرزا سلمان وزير اعظم و نواب ميرشاه غازى مستوفى المالك در ميدان . . .
هامش
( 1 ) - سوره 2 آيه 156
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1016 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى