تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1018

مساهمون:

ص١٠١٨
و امرا و بزرگان بخانهء او رفته ملازمت او مىنمودند و در شيراز قبل از آمدن به پايهء سرير خلافت مصير منصب . . . ص 663 س 16 : به عمل نيامد و ملاقات شاه حميده صفات ايشانرا ميسر نشده بمؤداى المؤمنون عند شروطهم . . . ص 664 س 10 : و قزوين . . . والد ماجد نواب عليقلى خان بيگلربيگى خراسان مرحمت فرموده او را خان و صاحب قشون ساختند و مرحومى ميرزا محمد كرمانى را كه قبل از آن در زمان شاه جنت‌مكان وزير دار الارشاد اردبيل بود وزير او گردانيده . . . ص 664 س 22 : سپردند و الكاء مرند را به ابراهيم بيك پيادهء تركمان دادند و مراغه را به مكش سلطان ولد اللّه قلى سلطان ايچك اغلى مقرر كردند و ولايت نخجوانرا به عبد الغنى سلطان استاجلو كه سابقا ملازم شاهقلى سلطان يكان بود و در جنگ اوزبك مردانگيها كرده مرحمت فرمودند . . . ص 665 س 16 : ولى بيك يوزباشى افشار كه عم او بود داده او را سلطان گردانيده و نواب حاتم بيك اردوبادى را نيز وزير او ساختند و منصب ايشيك آقاسىباشى بهماندستور زمان شاه اسمعيل شده بود او را امير كرده اكثر الوسات و احشامات را با رودبار بتيول او دادند و الكاء طالقانرا بخليل سلطان تاتى اغلى برادرزادهء شاهرخ خليفه مرحمت كردند و حكومت . . . را بشاهقلى سلطان قارنجه استاجلو عنايت نمودند و در جزين را به امت بيك تكلو مرحمت كردند و منصب قورچىباشى را بدستور زمان شاه اسمعيل به قلى سلطان افشار داده ويرا ركن السلطنه و مختار الدوله گردانيدند . . . . ص 668 س 4 : محفوظ گشتند بعد از آن اكثر امرا و مقربان از ترك و تاجيك را بخلاع پادشاهانه از تاج و سارق و چهار قب سرافراز ساخته آن روز بفروز را بنشاط و سرور و مسرت گذرانيدند . . . ص 670 س 5 : يقين نمودند . نواب مير و فرزندان و وكلاء ديوان الصداره و ملازمان به آنجا رفته خانهء بزرگى كه نواب اسمعيل ميرزا در آن منزل ساخته و آن را خانهء دنيا نام نهاده تمامى مكتب بغزلهاى فرح‌فزاى دلگشاى خواجه حافظ شيرازى از آن جمله ، شعر :
خوش كرديارى فلكت روز داورى * تا شكر چون كنى و چه شكرانه آورى
آن خانه را ديوان الصداره نموده قريب به بيست زوج قالى و قاليچه‌ها در آن فرش انداختند نواب سير شروع . . . ص 670 س 7 : شوكت نبودند و مكررا بر زبان الهام بيان مىآوردند كه سلطنت شرع بمير تعلق دارد و مرا به هيچوجه در آن دخلى نيست و مبلغ پانصد تومان رقم مواجب صدارت شفقت كرده از خزانهء عامره و اصل گردانيدند و تمامى نذورات . . . .